تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
يا نظام شدن است يعنى اينكه يك ماده اى از حالتى به حالت ديگر در آيد و چيزى را كه ندارد واجد شود و يك ماده اى استعداد پذيرفتن حالتى را داشته باشد و به آن حالت نائل شود . البته ممكن است تاثير و تاثر و عليت و معلوليت و فعل و انفعال مبدا و منشا رسيدن شىء از قوه به فعل بشود يعنى او را زودتر به فعليت برساند ولى در مرتبه قبل كه علتى مىخواهد در موضوعى تاثير كند بايد در موضوع استعداد پذيرفتن آن اثر وجود داشته باشد و اگر نه هر علتى در هر معلولى نمىتواند تاثير كند پس از جهتى قوه بر تاثر مقدم است و از جهت ديگر تاثر بر قوه مقدم است زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه يك علت و يك تاثير يك ماده را مستعد پذيرفتن يك صورت مىنمايد و به اصطلاح علت اعداد و معد واقع مىشود . پس نظر ما به علت و معلول از جنبه تاثير و تاثر است و نظر ما به قوه و فعل از جنبه شدن و رسيدن از حالتى به حالتى است گو اينكه بين اين دو يك نوع رابطه اى بر قرار است . در نظر فلاسفه جديد ديده نمىشود كه باب قوه و فعل را از باب علت و معلول مجزا كنند ولى فلاسفه قديم اين دو را از يكديگر جدا مىكنند نه تنها به اين دليل كه قدما عليت را اعم از عليت ايجابى و اعدادى مىدانند بلكه از آن جهت كه جنبه عليت مطلقا حتى اعدادى با جنبه امكان و فعليت دو تا است همان طورى كه باب امكان و ضرورت با باب امكان و فعليت دو باب است . به عقيده اين حكما عليت خاصيت فاعل و مؤثر و اقوى است و قوه و استعداد شان ماده و اضعف است شىء از آن جهت كه كامل است مؤثر است و از آن جهت كه ناقص و ضعيف است بالقوه و مستعد است . نبايد اشتباه كرد كه قوه و استعداد نفس تاثر شىء از علت نيست بلكه معنايى است كه تا موجود نباشد ماده متاثر نمىشود و احيانا بعد از تاثير