1 ما نسبتى به نام امكان داريم .
2 امكان نيازمند به فعليتى است كه آن را نگه دارد .
3 هر فعليتى فعليت ديگر را از خود مىراند .
4 در هر واحد خارجى به جز يك فعليت فعليتهاى ديگر جزء ماده هستند .
5 حامل امكان شىء ماده آن است نه صورتش .
6 با پيدايش فعليت امكان آن از ميان مىرود .
7 ماده جسمانى امكان صور غير متناهى را دارا است .
8 ماده به واسطه امكان به دورى و نزديكى متصف مىشود .
9 نسبت و رابطه ميان موجود و معدوم محال است .
10 ميان امكان و فعليت شىء فاصله نيست .
11 حركت مكانى اينست كه نسبت مكانى جسم تبدل و سيلان پيدا كند .
12 امكان و فعليت وجود و عدم تدريجى در حركت بهم آميخته هستند .
13 هر تغير تدريجى در يكى از صفات جسم حركت است .
14 جهان طبيعت مساوى حركت است .
15 حركت مستلزم تكامل است .
16 حركت بى غايت نمىشود .
17 حركت مطلوب بالذات نمىشود .
18 متحرك با حركت خود تكامل مىپذيرد .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٨