اجزاء زمان بعد چهارم را به حسب نظر جمع نمىتوانيم جمع كنيم و هر جزء از زمان را كه ركن وجود حادثه مقارن خودش مىباشد پس از جزء ديگر درك مىكنيم از اين روى در عموم حوادث جريان و سيلان درك نموده هر حادثه را علت حادثه بعدى مىدانيم و اگر هر چهار بعد را درك مىكرديم هر حادثه را در جاى خودش بى جريان و به شكل ثابت ديده نيازمند به علت يعنى به وقوع حادثه قبلى فرض نمىكرديم پس قانون علت و معلول در حقيقت و نسبت به نظر ما كه اشياء را با سه بعد درك مىكنيم ارزش دارد و گر نه اشياء يعنى حركات به حسب واقع دانه هاى ريزند كه پهلوى هم چيده شدهاند و هيچگونه ارتباط و اتصالى به همديگر ندارند كه حاجت به علت را ايجاب كند .
با تامل كافى در اطراف اين سخن روشن خواهد شد كه بناى وى به دو نظريه استوار است اول تركب ماده و انرژى از اجزاء و ما در بحثهاى گذشته بيان كرديم كه اين بحثهاى فلسفى هيچگونه ارتباطى به تركب نامبرده ندارد .
دوم اينكه علت منحصر است به علت مادى و ما در مباحث علت و معلول ثابت كرديم كه غير از علت مادى و صورى دو علت ديگر داريم كه هيچ حادثه اى را از آنها استغنا نيست و آنها علت فاعلى و علت غائى مىباشند .
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت رسيده به شرح زير مىباشد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٧