تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
و البته ( 2 ) اگر پارچه اى كه پنجاه سانتيمتر پهنا دارد ده سانتيمتر
شرح
است و هميشه آن زاويه اى كه فلسفه از آن زاويه مىنگرد به نحوى است كه اختصاص به نوعى خاص از انواع ندارد . قسمتهاى عمده قضاوتهاى فلسفى در باره تغيرات و تبدلات طبيعت مبتنى بر جنبه هاى متغير قضاوتهاى علمى نيست و از آنها ريشه و مايه نمىگيرد براى قسمت عمده قضاوتهاى فلسفى در باره اين تغيرات مسلمات علوم و حتى مشهودات و محسوسات اوليه بشر در اين زمينه كافى است . فلسفه از آن جهت تغيرات و تبدلات طبيعت را بررسى مىكند كه طبيعت نمايشگاه قوه و فعل است بعدا خواهيم ديد كه هيچيك از دو مفهوم قوه و فعل در عين اينكه صادقند و حقيقت دارند يك مفهوم حسى نمىباشند كلماتى از قبيل پديده يا ظاهره يا فنومن در باره آنها صادق نيست همچنانكه اين كلمات در باره وجود عدم وحدت كثرت حدوث قدم تقدم تاخر معيت عليت معلوليت ضرورت امكان امتناع صادق نمىباشد و همچنانكه مكرر گفته‌ايم ذهن ما يك سلسله معانى و مفاهيم از جهان هستى و دنياى خارج دارد كه اصول تصورات و انديشه هاى بشر به شمار مىرود و بشر به هيچ وجه قادر نيست با كنار زدن آنها و اكتفا به انديشه هاى حسى كه صور ماخوذ از پديده ها است تفكر كند فلسفه بيشتر با اين معانى و مفاهيم سر و كار دارد مفهوم قوه و فعل از اين معانى و مفاهيمند ( 2 ) براى اينكه مطلب خوب روشن شود و قانون قوه و فعل بهتر مفهوم گردد مصنوعات بشرى مثال قرار داده شده‌اند بشر براى بر آوردن حوائج خويش در حدود امكانات علمى و فنى خود پاره اى از مواد اين عالم را به شكل و صورتى در مىآورد كه حاجتى از حاجات اوليه يا ثانويه او را برآورد نام اين گونه تغييرها صنعت است بديهى است به هر اندازه كه علوم مادى بشر پيشروى بيشترى پيدا مىكند و قوانين طبيعت براى بشر بيشتر مكشوف
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 10 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى