. .
شرح
نظريه سر و كار دارد و آن نظريه صورت نوعيه است و از همين جا با مسئله ماهيت و ذات اشياء ارتباط پيدا مىكند .
اكنون ما بايد ببينيم نظريه قدما در باره صور نوعيه بر چه اساسى بوده است و آيا با توجه به معلوماتى كه در باره اشياء پيدا شده است باز هم ضرورتى هست كه به صور نوعيه اعتراف كنيم يا ضرورتى نيست مكانيسم جز اين نيست كه روابط اجزاء ماده را با هم از قبيل روابط اجزاء يك ماشين مىداند يك جماد همچنين يك گياه و يك حيوان و حتى يك انسان از نظر مكانيسم يك ماشين است و بس اكنون بايد ببينيم آنان كه مدعى بوده و هستند كه اختلاف جماد و نبات بلكه حتى اختلاف دو نوع از جماد تا چه رسد به اختلاف جماد و نبات و يا اختلاف دو نبات و يا اختلاف نبات و حيوان و انسان بيش از اختلاف ميان دو ماشين است بر چه اساس قضاوت مىنمودهاند .
افكار قدما در باره صور نوعيه از اينجا آغاز مىشد كه مىگفتند همه اجرام و اجسام كه ماده عالم ماده اولى و يا ثانوى به حسب اختلاف نظرى كه در اين جهت بود را تشكيل مىدهند در جسميت و جرميت و طول و عرض و عمق داشتن مانند يكديگرند و تفاوتى ميانشان نيست و به عبارت ديگر اين جهت وجه مشترك همه آنها است ولى اشياء با همه وحدت و اشتراكى كه در اين جهت يعنى در ماده و پيكر دارند از نظر آثار و خواص مختلف و متباينند قهرا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر طبيعت واحد حكمفرما بود يك همسانى و يكنواختى و همانندى كامل در جهان بر قرار بود تركيب و اختلافى نبود تغاير و تخالفى نبود و حتى حركت و تغييرى نبود عناصر گوناگون و مركبات جوراجورى نبود اين اختلاف آثار و شكلها و رنگها و خاصيتها و فعاليتها از كجا بر مىخيزد قهرا منشاى در كار است يعنى قوه يا قوائى بر ماده جسم و جرم كه در همه متساويا و مشتركا وجود دارد حكومت مىكند قوه كه بر ماده حكومت مىكند در همه مواد يكسان نيست زيرا اگر قوه در همه مواد يكسان بود همچنانكه خود ماده يكسان است اختلاف و