تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
در جلد دوم اسفار فن چهارم فصل يازدهم بيان زيبائى در باره اين مطلب دارد كه شايسته است مراجعه و نقل شود . [ 1 ] نقش تضاد در تغيير و تحول نقش غير مستقيم است يعنى اثر تضاد فقط تخريب و افساد و از ميان بردن حالت قبلى و آزاد كردن ماده
هامش
[ 1 ] [ اسفار چاپ جديد جلد پنجم صفحه 192 ( ترجمه از ناشر است ) : ] ( اشاره به صور اوليه و صور بعد از آن و نيز اشاره به چگونگى بقاء اشياء فساد پذير ) ) از جمله اين صور عبارتند از عناصر بسيط يا اسطقس . و نيز آنچه كه از تركيب عناصر پديد آمده و از اين دسته است آنچه كه حد اكثر تركيب را دارا است و نيز آنچه كه حد اقل تركيب را دارا است . و اما در مورد عناصر آن ضدى كه از بين برنده هر يك از اين عناصر است چيزى است كه فقط مىتواند يك عامل خارجى باشد . زيرا در درون عنصر ضدى وجودى ندارد . و اما در مورد كائن و پديده اى كه حد اقل تركيب را دارا است اضدادى كه در آن قرار دارند بسيار ظريف و شكننده و ضعيف هستند و ضد نابود كننده آن فى نفسه ضعيف و كم تأثير است . چنين پديده اى جز از خارج نابود و فاسد نمىگردد . ضد اين قبيل اشياء و پديده هائى نيز مانند عناصر ضد خارجى است و ليكن آن پديده مركبى كه امتزاجى بعد از امتزاج ديگر پذيرفته و حد اكثر تركيب را دارا است به دليل اضداد بسيارى كه در درونش نهفته است و نيز تركيبهاى اين اضداد داراى آشكارتر و قويتر . و همچنين از آنجائى كه چنين پديده اى از اجزاء و ابعاض و قسمتهاى غير متشابهى تشكيل شده است محال نيست كه از ناحيه تضاد و فساد در هر يك از اجزاء نيز شيء مركب در معرض نابودى قرار گيرد . بنا بر اين چنين پديده اى داراى تضاد و تخالفى هم از بيرون و هم از درون مىباشد كه نابود كننده آن است . اشياء و عناصر بسيط كه عامل متضاد خارجى آنها را از بين مىبرد مثل آب و سنگ از درون نابود نمىشوند و تحليل نمىروند زيرا اين دو و امثال اين دو تنها از طريق تضاد خارجى نابود مىشوند ولى ساير اجسام ( مركبات ) مانند گياه و حيوان هم به واسطه عوامل و اضداد داخلى تحليل مىروند و هم اشيائى از خارج با آنها در تضادند .