تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
تغيير بحث خواهيم كرد . به عقيده حكماء الهى تضاد نقش مؤثرى در تغييرات و تحولات جهان دارد ولى نقش تضاد از نظر حكماء تنها به اين شكل است كه تضاد و تاثير مخالف صورتها عليه يكديگر سبب مىگردد كه ماده از انحصار يك حالت و صورت بالخصوص بيرون آيد و زمينه براى حالت و صورت جديد پيدا شود يعنى رفع مانع بشود و زمينه براى افاضه از مبادى فعاله جهان صورت گيرد اگر تضاد نباشد ماده در انحصار حالت و صورت معين باقى مىماند [ 1 ] اين تضاد بر دو قسم است خارجى و داخلى در بسائط و مركبات اوليه تضادهاى خارجى است كه اين نقش مؤثر را ايفا مىنمايند يعنى عاملهاى متضاد و مخالف خارجى است كه حالتها و صورتهاى موجود در ماده را زايل و آن را آماده حالت جديد و صورت جديد مىنمايند ولى در مركبات عاليه يعنى مركباتى كه از تركيب يك سلسله مركبات ساده تر به وجود آمده‌اند نظير نباتات و حيوانات و انسانها علاوه بر تضادهاى خارجى يك سلسله تضادهاى داخلى نيز در تغيير و زوال حالتهاى موجود مؤثر است يعنى اين گونه مركبات از ناحيه داخل خود نيز منهدم مىگردند ولى به هر حال نقش اضداد رفع مانع است و اعداد ماده است نه پيش بردن و جلو بردن .
هامش
[ 1 ] تضاد نه تنها عامل حركت است و نه نقش مثبت و اصلى را دارد . از نظر حكماى الهى نقش اصلى حركت مربوط است به ميل متوافق ميان اشياء ( از قبيل توافق مذكر و مؤنث ) و يك توجه عميق به غايت و كمال و انتخاب هدف است كه عامل اصلى پيشبرنده است .