تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اساسا آميختگى در كار نيست يك وجود سيال است كه قابليت اعتبار عدم در آن آن چنان است كه امكان تفكيك ميان وجود و عدم در آن در كار نيست و هم معلوم شد كه اين نوع عدم كه اعتبار آميختگى آن با وجود شده است نقيض وجود نيست و به هر حال با قانون جمع نقيضين كه منطق مىگويد ارتباط ندارد . ب مطلب دومى كه در اصطلاح ديالكتيك جديد سازش تناقضها و احيانا اجتماع ضدين يا اجتماع نقيضين ناميده مىشود اجتماع متضادها است اما به اصطلاح ديگر نه اصطلاح باب تقابل كه در پرتو تركيب صورت مىگيرد . منطقيين و فلاسفه معمولا تضاد [ 1 ] را در مورد خاصى به كار مىبرند و آن عبارت است از دو عرضى كه در جنس اشتراك دارند ولى داراى دو فصل مختلف مىباشند اين گونه اعراض امكان اجتماع در موضوع و محل واحد ندارند فى المثل سياهى و سفيدى براى جسم و يا مثلث بودن و مربع بودن براى آن دو كيفيتى اين چنين مىباشند امكان ندارد كه جسم واحد در آن واحد هم سياه واقعى باشد و هم سفيد واقعى و به تعبير ديگر امكان ندارد كه رنگ واحد هم سياه باشد و هم سفيد همچنانكه امكان ندارد سطح واحد هم مثلث باشد و هم مربع و به عبارت ديگر شكل واحد هم مثلث باشد و هم مربع البته ممكن است سياه و سفيد باشد يعنى قسمتى از نقاط سطح جسم
هامش
[ 1 ] راجع به دو اصطلاح تضاد ميان فلاسفه اسلامى رجوع شود به تعليقه صدرا بر شفا ص 43 . ايضا رجوع شود به كنفرانسهاى تضاد و حركت در دانشكده الهيات [ كه به صورت مقاله ( اصل تضاد در فلسفه اسلامى ) ) در كتاب مقالات فلسفى به چاپ رسيده است ] .