تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
پايه زندگى انسان و هر موجود جاندار با آن اندازه هوش و شعورى كه دارد روى همين قانون علت و معلول استوار است اگر چنانچه انسان و هر ذى شعور ديگر به عليت و معلوليت در ميان خود و كار خود و در ميان كار خود و انجام يافتن آرمان و مقصد خود به اور
شرح
عليت و معلوليت پيدا مىشود يكى اينست كه تصور عليت و معلوليت از كجا براى ذهن پيدا مىشود و آيا انسان عليت و معلوليت را مانند سفيدى و سياهى و آهنگ موزون و ناموزون و بوى خوش و ناخوش و حرارت و برودت و سبكى و سنگينى و ترشى و شيرينى و غيره با يكى از حواس خود ادراك مىكند يا بوسيله ديگرى آن را ادراك مىكند آن وسيله ديگر چيست پاسخ اين سؤال را در مقاله 5 كه از پيدايش كثرت در ادراكات بحث مىكرديم داديم رجوع شود به جلد دوم مقاله 5 . پرسش ديگر اينست كه آيا قانون علت و معلول قانونى است حقيقى و واقعى يا نه يعنى آيا واقعا بين موجودات رابطه على و معلولى بر قرار است يا اينكه اين قانون بىحقيقت و القاء موهوم و فريب دهنده اى است كه در اذهان پيدا مىشود تا قبل از ظهور فيزيك نو در ميان فلاسفه يا علماء علوم طبيعى كسى پيدا نمىشد كه در صحت و اعتبار قانون علت و معلول ترديد روا دارد تنها در ميان متكلمين اسلامى كسانى پيدا مىشدند كه بعضى از لوازم لا ينفك اين قانون مثل ضرورت على و معلولى را كه مستلزم انكار خود اين قانون بود مورد انكار قرار مىدادند يا اينكه شمول اين قانون را در مورد فاعلهاى شاعر و مدرك انكار مىكردند به عقيده برخى از متكلمين فاعلهاى شاعر و مدرك و مختار مانند ذات بارى يا نفس انسان را نبايد علت آثار و افعالشان شمرد و نبايد احكام عليت و معلوليت را در مورد اين فاعلها تعميم داد و اگر طرفدار چنين عقيده اى داراى عقيده جبر نيز بود قهرا در نظر او براى قانون علت و معلول هيچ مصداقى نبود زيرا همانطورى كه در پاورقىهاى مقاله 8 در مبحث جبر و اختيار گفتيم معناى جبر از نظر متكلمين اينست كه تمام حوادث جهان مستقيما و بلا واسطه از اراده ذات بارى ناشى مىشود و هيچگونه سببيت و مسببيتى بين امور جهان در كار نيست و اين نظامى كه مشهود است كه پشت سر يك عده امور كه ما نام آنها را اسباب گذاشته‌ايم يك سلسله امور ديگر كه ما نام آنها را مسببات گذاشته‌ايم پيدا مىشوند عادت ذات بارى است