هر دو تصديقى كه نسبت اصل و فرع را دارند عينا مانند پدر و مادر و فرزند يا مانند درخت و ميوه اصول مادى ساختمان فرع در وجود اصل محفوظ و با صورت تازه از اصل خود جدا گشته و پديده تازه
شرح
خوانده مىشود در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه ذهن چگونه قدرت دارد كه معانى را بطور منطقى تحليل و تركيب كند و آيا واقعا ممكن است كه ذهن در معانى و مفهوماتى كه پيش خود دارد طورى عمل كند كه با واقع و نفس الامر مطابقت داشته باشد لهذا در اينجا چند مطلب است كه شايسته توجه و دقت است از اين قرار 1 كيفيت تحليل و تركيب عقلى تصورات .
2 كيفيت تحليل و تركيب تصديقات .
3 ارزش منطقى تحليل و تركيب عقلى تصورات .
4 ارزش منطقى تحليل و تركيب تصديقات .
ما در اينجا نمىتوانيم وارد بيان تفصيلى اين چهار قسمت بشويم راجع به قسمت اول و سوم يك بيان اجمالى در متن و در پاورقىها شد در كتب مبسوط منطق كم و بيش در اطراف آن دو قسمت بحثهائى شده و قسمت دوم را هم بايد از مبحث قياس منطق بدست آورد آنچه اهميت فوق العاده دارد و در درجه اول مسائل منطقى و فلسفى است و در عين حال نديدهايم كه تحقيق كافى در اطراف آن شده باشد بيان قسمت چهارم است راه منطق تعقلى و منطق تجربى و بالنتيجه راه فلسفه تعقلى و فلسفه تجربى در اينجا به كلى از يكديگر جدا مىشود منطق تعقلى براى تحليل و تركيب تصديقات كه از آن به روش استنتاج و استدلال عقلى تعبير مىشود ارزش منطقى قائل است ولى منطق تجربى جز براى استقراء و مشاهده و تجربه و تجزيه و تركيب عملى ارزشى قائل نيست .
در مقدمه اين مقاله و در طى خود مقاله اختلاف نظر حسى و عقلى را مشروحا بيان كرديم و توضيح داديم و مجددا نيز يادآورى مىكنيم كه آن اختلاف نظر مربوط به تصورات است نه تصديقات و آن هم از اين جنبه كه راه پيدايش اولى تصورات در ذهن چيست و آن مسئله بيشتر جنبه علم النفسى دارد و راه حكما را در باب مبدا و منشا اصلى تصورات از يكديگر جدا مىكند ولى اين مسئله كه اكنون مىخواهيم وارد بيان آن بشويم مربوط به تصديقات