علوم را بثبوت برسانيم جز اينكه پيش از آن مسائل زياد ديگرى را بثبوت رسانده باشيم .
پس ميان اين معلومات تصديقى يكنوع رابطه و بستگى هست كه به توالد و بارآورى مادى خالى از شباهت نيست زيرا در
شرح
خوانده مىشوند .
و اما تجزيه و تركيب تصديقى عبارت است از عمل مخصوص استدلال و استنتاج با ترتيبهاى مخصوص كه مبحث قياس منطق عهده دار بيان آنها است .
حكما استعداد مخصوص ذهن را براى تجزيه و تركيب ذهنى قوه متصرفه مىخوانند و قوه متصرفه را هنگامى كه آزادانه در ميان محسوسات جزئى يا صور خياليه دو قسم اول عمل مىكند بنام مخصوص قوه متخيله و هنگامى كه به منظور تحقيق واقع و نفس الامر در ميان معانى معقوله قسم سوم عمل مىكند بنام مخصوص قوه مفكره مىخوانند .
همانطورى كه گفته شد قوه متخيله در عمل خود آزاد است و هر صورتى را بهر نحو كه بخواهد و تمايلات نفسانى ايجاب كند فصل و وصل مىكند ولى قوه مفكره آن آزادى را ندارد بلكه همواره از قانون معين پيروى مىكنند يعنى مىبايست طورى در معقولات تصرف كند كه با واقع و نفس الامر مطابقت داشته باشد و از اين جهت است كه تجزيه و تركيبهاى حسى و خيالى ارزش منطقى ندارد ولى تجزيه و تركيبهاى عقلى كه با نيروى مفكره صورت مىگيرد ارزش منطقى دارد و همين تجزيه و تركيب عقلى است كه در منطق بنام مخصوص تحليل و تركيب خوانده مىشود پس تحليل و تركيب يعنى تجزيه و تركيب عقلى كه با نيروى قوه مفكره صورت مىگيرد و ارزش منطقى دارد ارسطو در منطق خويش باب قياس را بعنوان تحليل آنالوطيقا آناليتيك [ 1 ] اول و باب حد و برهان را بعنوان تحليل دوم ناميده است .
گفتيم كه تجزيه و تركيب يا عملى است يا نظرى ذهنى و تجزيه و تركيب عملى مهمترين شرط كشف رموز و بدست آوردن قوانين طبيعت است و از اقسام تجزيه و تركيبهاى ذهنى تنها تجزيه و تركيب عقلى است كه ارزش منطقى دارد و در اصطلاح منطق تعقلى بنام مخصوص تحليل و تركيب[ 1 ] Analytiqe