بىشمار داريم و گاهى كه آنها را بررسى مىنمائيم مىبينيم همه آنها از همديگر جدا نيستند يعنى جورى نيست كه اگر يكى از آنها را گرفته و به تنهائى معلوم فرض كنيم توانسته باشيم مابقى را مجهول فرض
شرح
خارجى را موضوع عمل تجزيه يا تركيب قرار دهد مثل آنكه يك مركب صنعتى از قبيل ساعت و ماشين يا يك مركب طبيعى از قبيل آب را باجزاء اوليه آنها تجزيه كند و يا دوباره آنها را بسازد تمام عمليات شيميائى كه در لابراتوارها انجام مىگيرد از اين قبيل است و اين تجزيه و تركيب عملى مهمترين شرط لازم بدست آوردن قوانين طبيعت است علوم طبيعى از آغاز پيدايش پيشرفت خود را مديون مشاهدات دقيق و آزمايشها و تجزيه و تركيبهاى عملى است در قرون اخيره دانشمندان اروپا اهتمام شايانى به اين روش سودمند بخرج دادند و در نتيجه موفقيتهاى شگرف و عظيم كه هرگز در مخيله بشر خطور نمىكرد بدست آوردند .
تجزيه و تركيب نظرى يا ذهنى اينست كه انسان مدركات و معلومات ذهنى خود را مقايسه و تجزيه و تركيب كند و تفكر كه عاليترين عمل ذهن است جز تجزيه و تركيب ذهنى چيزى نيست .
توضيح آنكه تجزيه و تركيب ذهنى يا حسى است يا خيالى يا عقلى تجزيه و تركيب حسى آنست كه ذهن در يك صورت محسوسه اى كه حضورا حس مىكند تصرف كند مثل آنكه انسان در حالى كه بيك قالى كه داراى نقشه ها و گلهاى مختلف است نظر مىافكند در ذهن خود از جمع كردن و مورد توجه قرار دادن چند نقش و چند گل صورت معينى مجسم مىكند و دو مرتبه از تجزيه و مورد توجه قرار دادن بعضى دون بعضى شكل ديگرى را بر خويش ظاهر ميسازد و يا هنگامى كه در شب به آسمان پر ستاره نگاه مىكند در ذهن خود از جمع و تركيب و مورد توجه قرار دادن يك عده از ستارگان صورت حيوان مخصوصى را مجسم ميسازد و در همان حال از تجزيه آنها و ضم و تركيب ديگرى صورت ديگرى را بر خود ظاهر ميسازد اين گونه تصرفات در صور محسوسه اولا آزادانه و دلبخواه صورت مىگيرد ثانيا فقط با دخالت عوامل ذهنى انجام مىيابد و احتياجى ندارد كه انسان در وضع چشم و نگاه كردن خود تغييراتى بدهد .
تجزيه و تركيب خيالى آنست كه ذهن در صور جمع شده در حافظه آزادانه و دلبخواه و طبق تمايلات و احساسات درونى تصرفاتى بكند مثلا انسان در ذهن خود تصورى از كوه دارد و تصورى از پولاد آنگاه با نيروى