تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
تشخيص بدهد و اما يكى كردن ماده و حوادث مختلفه بطور كلى هنوز دستگير آنها نشده و چنان كه گفته شد هيچگاه نخواهد شد . ملخص سخن به بيان ديگر اينكه ما در خارج واحدهاى حقيقى در لباس اختلاف داريم هنگامى كه آنها را تجزيه مىكنيم اجزاء و اجزاء اجزاء پيش آمده و پاى تجزيه به جائى مىرسد كه اگر يك قدم ديگر پيشتر بگذاريم موضوع از ميان ميرود بسايط دوباره اگر بطور قهقرى برگشته و تركيب نمائيم صورت نخستين پيدا مىشود در اين جايگاه كه در حقيقت مرز وجود و عدم موضوع مىباشد دو احتمال داريم يكى اينكه صورت مورد تجزيه و تركيب واحد انسان مثلا همين تركيب مخصوص ماده بوده باشد ديگر اينكه موجود ديگرى بوده باشد غير از ماده كه ملازم و همراه ماده و تركيب بوده و يكنوع بستگى به ماده دارد . البته روشن است تا احتمال دويمى را به طريق فنى ابطال نكنيم احتمال اولى تعين پيدا نخواهد كرد و نيز روشن است كه مجرد حصول عند الحصول و زوال عند الزوال دليل وحدت و عينيت نخواهد بود زيرا احتمال ملازمه وجودى در ميان است و علوم طبيعى كارى كه كرده سير ماده را بحسب تجزيه و تركيب از اين سر تا آن سر روشن نموده و به سر دو راه رسانيده يعنى در نفى اختلافات خارجى حقيقتا يك قدم نيز فراتر نگذاشته . در باره اين اختلافات آخرين نظرى كه فلسفه از آخرين سلوك برهانى خود استنتاج كرده در مقاله قوه و فعل خواهد آمد . اينك به بخش ( 1 ) دويم اشكال مىپردازيم پاسخ وى از سخنانى
شرح
( 1 ) خلاصه اين بخش اين بود ماهيات نظر به تحول و تكامل عمومى اشياء در يك حال باقى نمىمانند و هيچ ماهيت و ذاتى در دو لحظه يكسان نيست نه در خارج و نه در ذهن پس اتكاء علمى بماهيات بيهوده و بى ثمر