چينش ماده بوده و به جز شانزده عدد جزء مادى چيز ديگرى نيست .
اين سخن ما اگر چه راست و غير قابل انكار مىباشد ولى در حقيقت چگونگى سير ماده را در دو حال نشان مىدهد يعنى اگر تنها مربوط به ماده بخواهيم سخن بگوئيم بايد چنين گفت ولى هرگز اين سخن نمىتواند بثبوت برساند كه شكل مثلث و مربع يك شكل بوده و در نتيجه آثار ماهيتى آنها يكى مىباشد و مثلا مربع سه زاويه يا مثلث چهار زاويه دارد .
و يا اگر ما جسم واحد را دو پاره نموديم و پس از آن هر پاره را پنج قطعه كرديم و سپس بهم آميخته و يكى ساختيم نمىتوان گفت ارقام 1 و 2 و 10 يك رقم مىباشد زيرا يك ماده بعينه بيشتر ندارد .
اشكال
ما به زور وسائل علمى مىتوانيم موجود مادى را به اصل ماده تجزيه و تحليل نموده و دوباره با تركيب به حال نخستين برگردانيم وسائل علمى كنونى اگر چنانچه در مورد همه موجودات هم جرات نكند در غالب موجودات ميتواند بطبيعت سند كنترات داده و خود متكفل ايجاد و اداره و تنظيم موجودات گردد و پيشرفت شگرف علم نسبت به آينده ميتواند نويد كلى و قطعى بدهد پس استقلال دانش امروزه و توانائى وى بايجاد موجودات حقيقى بوسيله چيدن و بهم زدن ماده دليل قطعى مىباشد كه بجز ماده با تركيبات گوناگون چيز ديگرى در ميان نيست .
پاسخ
چنان كه بيان كرديم علوم طبيعى فقط خط سير ماده را ميتواند