و سپس اگر هيچگونه اختلافى ميان موضوعات اين خواص در خارج نبوده باشد اختلاف خواص و آثار قابل تصور نيست .
آرى آزمايشهاى علمى و كاوشهاى باريك فنى تا كنون موفق شده كه قسمتى از اختلافاتى را كه از خارج بادراك ما خودنمائى مىكردند حل نموده و بيك اصل ارجاع كند يعنى مسير ماده را در سير گوناگون تكونات تشخيص داده و اثبات نمايد كه ماده يكنواختى در ميوه و خون و منى و انسان و خاك مثلا موجود بوده محفوظ مىماند نه اينكه در هر تكونى چيزى از ته و ريشه معدوم شده و چيز ديگرى از سر موجود مىشود و همچنين بثبوت برساند كه انرژىهاى مختلف را مىتوان بهمديگر تبديل كرد يعنى خط سير انرژى را بدست آورده و موقعيت و هويت وى را در ميان اشكال گوناگون حرارت و مغناطيس و برق مثلا نگهدارد .
و همچنين تبدل ماده را به انرژى و انرژى را به ماده به نحوى تشخيص دهد و بحسب فرضيه فن خود كه انحصار موضوع به ماده و انرژى مىباشد بگويد هر چه هست يا اينست يا آن .
ولى بحسب نظر مطلق دقيق نمىتواند ماوراء ماده و انرژى يك نواخت را هر چه پيش آيد نفى كرده و به اصل واحد ماده و انرژى برگرداند زيرا هر تلاشى كه نموده و مىنمايد در سنخ ماده و انرژى مىنمايد نه در ماوراء آنها و نه در موجود مطلق و اگر راستى ماورائى نيافته معنايش اين است كه ماده و انرژى نيافته درست تامل شود .
مثلا مىگوييم اگر شانزده تا جزء مادى را با قاعده 4 و ارتفاع 4 بچينيم مربع حاصل مىشود و اگر با قاعده 8 و ارتفاع 4 بچينيم مثلث پس اختلاف شكل مربع و مثلث مرتبط باختلاف
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٣