موضوع ( وحدت موضوع و محمول ) ( كثرت موضوع و محمول در قضيه سالبه ) و پس از آن بى اضافه ( وجود عدم وحدت كثرت )
شرح
براى ما آمده است و پيش از آنكه اين تجربه حاصل شود عقل حكم بوجوب اين امر يعنى حدوث اين معلول از آن علت نمىنمايد و هيچ موردى نيست كه اگر تجربه نكرده باشيم رابطه علت و معلول را به قاعده عقلى دريابيم و تجربه هم فقط معلوم مىكند كه فلان امر هميشه دنبال فلان امر ديگر است اما اينكه چرا اين دو امر دنبال يكديگرند معلوم نمىشود ايضا مىگويد حكم به رابطه عليت نتيجه عادتى است كه براى ما حاصل مىشود از اينكه همواره امرى را همراه امر ديگر مىبينيم و اين عادت اعتقاد را به اينكه اين دو امر لازم و ملزوم يكديگرند در ذهن راسخ مىسازد .
پيروان ماترياليسم ديالكتيك از طرفى نظريه حسيون را پيروى مىكنند و مدعى هستند تنها تصورى حقيقت است كه انسان از راه حس بان نائل شده باشد و از طرف ديگر عليت و معلوليت را واقعى مىدانند لهذا با زور هو و جنجال مىخواهند اثبات كنند كه عليت و معلوليت محسوس است .
دكتر ارانى در جزوه ماترياليسم ديالكتيك صفحه 33 مىگويد براى ما قانون علت و معلول يك اصل حقيقى است زيرا تجربه و عمل صحت آن را ثابت مىكند امپريستها تجربيون اين قانون را حقيقى نمىدانند و ما بين دو قضيه رابطه علت و معلول نمىشناسند و مىگويند كه فقط ما مىدانيم كه يك قضيه بعد از قضيه ديگرى ظاهر مىشود يك دفعه هم ممكن است ظاهر نشود هزاران دفعه ممكن است آتش دست را بسوزاند ولى ممكن هم هست كه يك دفعه ابتدا دست بسوزد و بعد آتش وجود پيدا كند جواب ما باز مطابق محك خود اين خواهد بود كه چون در تمام قضايا در تمام ادوار عملا قانون علت و معلول صادق بوده مطابق خيال آقايان استثنا پيدا نكرده صحيح است در صفحه 44 مىگويد ما در علم از ابتداى تاريخ تمدن بشر تا امروز مليونها قضيه علت و معلول سراغ داريم و زندگانى روزانه ما آن بان مصادف با قضاياى علت و معلولى است ما چه داعى داريم كه مثالهاى متعدد قانون علت و معلول را صحيح ندانيم و به اميد اينكه يك روز شايد از توى حباب چراغ يك قارچ سبز خواهد شد و استثنائى بوجود خواهد آمد پشت پا به تكامل علم بزنيم اما يك ايده آليست به همين اميد نشسته و اگر تيرى هم به مغزش فرو رود تير را علت كشتن نمىداند .
علاوه بر اينكه اين آقايان مسئله ضرورت ترتب معلول بر علت يا امتناع تخلف معلول از علت و مسئله تقدم و تاخر و تقارن زمانى علت و معلول را با