تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
تهيه مىنمايد و در ضمن اين گردش و كار مفاهيم وجود عدم وحدت كثرت را كه به شكل نسبت ادراك نموده بود ابتدائا با حال اضافه وجود محمول از براى موضوع عدم محمول از براى
شرح
علت و مؤثر وجودى مىخواهد با كمك احساس و تجربه مىتوانيم علتهاى خاص براى معلولهاى خاص و روابط علت و معلولى اشياء را كشف كنيم اما سخن در اين است كه ابتداء اصل تصور عليت و معلوليت كه غير قابل احساس است از كجا عارض ذهن شده است . اين مطلب كه عليت و معلوليت قابل احساس نيست از زمانهاى بسيار قديم مورد توجه اهل نظر بوده است . ابن سينا در فصل اول از مقاله اولى از الهيات شفا در مقام بيان اينكه موضوع فلسفه اولى چيست و آيا مىتوان گفت كه موضوع فلسفه اولى علت على الاطلاق است و فلسفه اولى از احوال و عوارض آن بحث مىكند مىگويد موضوع هر علم و هر فنى بايد مفروض و مسلم گرفته شود و ما اگر بخواهيم علت بطور مطلق را موضوع اين فن قرار دهيم بايد او را مفروض و مسلم بگيريم و حال آنكه اين فرض و تسليم وقتى براى ما حاصل مىشود كه اقرار و اعتراف داشته باشيم كه هيچ حادثه اى بدون سبب و علت پديد نمىآيد و اين مسئله از مسائلى است كه در اين فلسفه بايد تكليفش روشن شود و اگر كسى گمان كند كه رابطه عليت و معلوليت را از راه حس مىتوان كشف كرد خطا است زيرا حس جز مقارنه و تصاحب دو امر چيزى را به ما نمىفهماند . از دانشمندان جديد هم عده اى كه در تعيين حدود حس دقت كرده‌اند به اين حقيقت اعتراف كرده‌اند اين گروه عده اى ديگر از همان حسيونند اين گروه چون از طرفى دريافته‌اند كه احساس قادر نيست عليت و معلوليت اشياء را دريابد و از طرف ديگر روى فرمول مخصوص خود چيزى را واقعى مىدانند كه بتوان آن را از راه حس و تجربه توجيه كرد واقعيت عليت و معلوليت را مورد ترديد قرار داده‌اند . هيوم دانشمند حسى معروف انگليسى سر دسته اين جماعت است هيوم به نقل مرحوم فروغى مىگويد چون در مقام تحقيق فلسفى برمىآييم مىبينيم اعتقاد به رابطه علت و معلول ضرورى نيست به اين معنى كه چون مىبينيم سنگ متحركى به سنگ ساكن برخورد و سنگ ساكن به حركت آمد برخورد سنگ متحرك را علت حركت سنگ ساكن مىخوانيم و لكن اين عقيده از روى تجربه