و پس از اين مرحله قوه مدركه شروع مىكند بادراك مفردات و نسب و تركيب و تجزيه محسوسات و متخيلات و البته بيان تفصيلى آنها از توانائى ما بيرون است و تنها چيزى كه هست سه نكته زير را بطور كلى بايد در نظر گرفت .
شرح
تصورى از آن در ذهن خود دارد مثلا هنگامى كه انسان عصائى در دست گرفته و با دست خود آن عصا را حركت مىدهد در زمان واحد هم دست و هم عصا حركت مىكند اين دو حركت در عين اينكه همزمان هستند و از لحاظ زمان تقدم و تاخرى بر يكديگر ندارند انسان يكى از آن دو را مولود و نتيجه ديگرى مىداند و در مقام تعبير مىگويد چون دست حركت مىكند عصا حركت مىكند يعنى حركت عصا را معلل مىكند به حركت دست و اگر كسى فرضا بگويد چون عصا حركت مىكند دست حركت مىكند همه كس آن را غلط مىداند .
در باب عليت و معلوليت و اقسام آن مسائل زيادى هست از قبيل اينكه آيا عليت و معلوليت واقعيت دارد و نظام هستى نظام على و معلولى است يا نه آيا ترتب معلول بر علت ضرورى و تخلف آن ممتنع است يا نه آيا شرط است كه علت و معلول همزمان باشد يا نه آشنايان به فلسفه و علوم جديد و قديم مىدانند كه اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر مربوط به مسئله عليت و معلوليت همواره در تاريخ فلسفه و علوم در درجه اول اهميت قرار داشته و دارد در اين سلسله مقالات يك مقاله مستقل مقاله 9 بان اختصاص داده شده است
آنچه مربوط به اين مقاله است اينست كه تصور عليت و معلوليت ابتداء از چه راه و از چه مجرائى براى ذهن حاصل مىشود در اينجا سه نظريه است نظريه عقلى نظريه حسى نظريه اى كه در اين مقاله اتخاذ شده است