تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و پس از اين مرحله قوه مدركه شروع مىكند بادراك مفردات و نسب و تركيب و تجزيه محسوسات و متخيلات و البته بيان تفصيلى آنها از توانائى ما بيرون است و تنها چيزى كه هست سه نكته زير را بطور كلى بايد در نظر گرفت .
شرح
تصورى از آن در ذهن خود دارد مثلا هنگامى كه انسان عصائى در دست گرفته و با دست خود آن عصا را حركت مىدهد در زمان واحد هم دست و هم عصا حركت مىكند اين دو حركت در عين اينكه همزمان هستند و از لحاظ زمان تقدم و تاخرى بر يكديگر ندارند انسان يكى از آن دو را مولود و نتيجه ديگرى مىداند و در مقام تعبير مىگويد چون دست حركت مىكند عصا حركت مىكند يعنى حركت عصا را معلل مىكند به حركت دست و اگر كسى فرضا بگويد چون عصا حركت مىكند دست حركت مىكند همه كس آن را غلط مىداند . در باب عليت و معلوليت و اقسام آن مسائل زيادى هست از قبيل اينكه آيا عليت و معلوليت واقعيت دارد و نظام هستى نظام على و معلولى است يا نه آيا ترتب معلول بر علت ضرورى و تخلف آن ممتنع است يا نه آيا شرط است كه علت و معلول همزمان باشد يا نه آشنايان به فلسفه و علوم جديد و قديم مىدانند كه اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر مربوط به مسئله عليت و معلوليت همواره در تاريخ فلسفه و علوم در درجه اول اهميت قرار داشته و دارد در اين سلسله مقالات يك مقاله مستقل مقاله 9 بان اختصاص داده شده است آنچه مربوط به اين مقاله است اينست كه تصور عليت و معلوليت ابتداء از چه راه و از چه مجرائى براى ذهن حاصل مىشود در اينجا سه نظريه است نظريه عقلى نظريه حسى نظريه اى كه در اين مقاله اتخاذ شده است

نظريه عقلى

چنان كه مكرر گفته شده است عقليون معتقد به فطرى بودن و خاصيت ذاتى بودن يك رشته از معقولات هستند و ما در صدر مقاله بطلان اين نظريه را بطور كلى روشن كرديم و ثابت كرديم كه تصور هيچ چيز بدون اينكه قوه مدركه واقعيت آن شىء را به نحوى از انحاء بيابد ممكن نيست حاصل شود و ذهن انسان در ابتدا لوح بى نقشى است و همه اين نقشها و تصورات از راه برخورد