زيادى از قضايا در اصل مفردات تصورى مىباشد 3 چنان كه تركيب و تحليل را به نحوى كه در نكته دويم گفته شد در تصورات داريم همچنان در تصديقات و قضايا نيز داريم ما در نخستين بار كه مىگفتيم مثلا سياهى سياهى است سفيدى سياهى نيست اين امور را پذيرفته و تصديق كرده بوديم كه 1 سلب و ايجاب نفى و اثبات هر دو با هم روى يك قضيه نمىآيند و هر دو با هم از روى يك قضيه برداشته نمىشوند اصل امتناع اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين .
2 هر چيز خودش براى خودش ثابت است .
3 هيچ چيز خودش از خودش سلب نمىشود .
4 عرض بى موضوع نمىشود .
5 معلول بى علت نمىشود .
و همچنين يك سلسله بديهيات ديگر و اين نكته با بيان آينده روشنتر از اين بدست خواهد آمد . ( 1 )
از راه ديگر طريق تحليل
تكثر معلومات را با روش ديگر نيز مىتوان بررسى نمود زيرا چنان كه در مقاله 4 بيان شد معلومات حصولى ما بر دو قسم منقسم مىباشد تصورى و تصديقى .
در قسم اول تصورى
ما بحسب غريزه در مفاهيم جزئيه به مجرد حس و مشاهده
شرح
( 1 ) در اواخر اين مقاله آنجا كه از تحليل تصديقى سخن به ميان آيد راجع به اين بديهيات كه بديهيات اوليه تصديقيه اصطلاحا خوانده مىشوند بحث نسبتا مفصلترى خواهد شد