تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

مفاهيم حقيقيه مهيات و مفاهيم اعتباريه غير مهيات

مفهوم 1 و 2 سياهى و سفيدى را كه ادراك نموديم خود ماهيت بودند يعنى خود واقعيت خارج بودند هر چه هستند همانند كه هستند و در عين حال كه خود واقعيت خارج مىباشند اين فرق را با واقعيت خارج دارند كه واقعيت خارج آثارى مستقل از ذهن و ادراك دارد ولى اين ماهيتها فاقد آن آثار مىباشند و فرق ميان ماهيت و واقعيت خارج همين است كه واقعيت آثار خارجى دارد ولى ماهيت فاقد آن آثار است و از اين روى مىتوان گفت كه ما كنه سواد و بياض را نائل مىشويم يعنى سواد و بياض هر چه هستند در ذات خود همانند كه پيش ما هستند نه آنچنانكه سوفسطى يا قائلين به اشباح در وجود ذهنى مىگويند زيرا آنان مىگويند سواد و بياض كه پيش ما هستند همانند كه هستند و ميان اين دو سخن فرق بسيار است . مفهوم سوم است كه مفهوم حكم است چنان كه بيان كرديم خود حكم فعل خارجى نفس است كه با واقعيت خارجى خود در ذهن ميان دو مفهوم ذهنى مثلا موجود مىباشد و چون نسبت ميان موضوع و محمول است وجودش همان وجود آنها است . از يكسوى از واقعيت خارج حكايت مىكند يعنى نسبت بخارج بى اثر است و از يكسوى خودش در ذهن يك واقعيت مستقلى دارد كه مىتوان خودش را محكى عنه قرار داد . ( 1 ) و از اين جهت ذهن به آسانى ميتواند ازين پديده كه فعل
شرح
انجام نمىدهد نه اينكه كارى انجام مىدهد و آن كار از قبيل وصل و پيوند كردن يا از قبيل قطع و جدا كردن است ( 1 ) ما سابقا نظريه هاى مربوط به ماهيت قضيه موجبه را بيان كرديم در مورد قضاياى موجبه هر كدام از آن نظريه ها را انتخاب كنيم و هر كدام را