ماهيت مىباشد مانند سياهى و سفيدى كه از واقعيت خارجى حكايت مىكنند يعنى خود همان خارجند با اين فرق كه منشا آثار نيستند .
و برخى ديگر ماهيت نيستند زيرا از يك امر ذهنى حكايت مىكنند كه با واقعيت خودش با امور ذهنيه متحد است و آن واقعيت حكم است كه يك واقعيت دو جانبه است و بواسطه وى ما مىتوانيم يك نوع راهى بخارج از ذهن پيدا كنيم پس اين گونه مفاهيم اگر چه ماهيت و حاكى از خارج نيستند ولى يكنوع وصف حكايت براى آنها اثبات نموده و اعتبار كاشفيت و بيرون نمائى را بانها مىدهيم و از همين روى نام اعتبارى روى آنها مىگذاريم . ( 1 )
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود كه اولا ادراكات منقسم مىشوند به دو قسم تصور حكم و اين همان تقسيم ادراك است بتصور و تصديق كه در مقاله 4 گذشت و ثانيا مفاهيم تصوريه ادراكات تصورى منقسم مىشوند به دو قسم مهيات اعتباريات
باغاز سخن برمىگرديم
و از سوى ديگر چنان كه گفته شد نفس ما و قواى نفسانى و
شرح
ساير نفسانيات امتياز دارد و از آن جنبه است كه بان نام اقرار و اذعان و حكم مىدهيم و از آن جنبه فعلى است نفسانى كه صورت امر خارجى نيست و در رديف ساير امور نفسانى قرار مىگيرد .
محققين منطقيين اين عمل خاص را از جنبه اول كه انفعالى و حصولى و ذهنى است تصديق مىنامند و از جنبه دوم كه فعلى و حضورى و غير ذهنى است حكم مىنامند و از جنبه اول است كه قابل تعبير لفظى است و با كلمه است به تعبير در مىآيد
( 1 ) اين اعتباريات را كه اعتباريات فلسفى و انتزاعى است با اعتباريات اجتماعى و اخلاقى كه در مقاله 6 بيان مىشود و صرفا قراردادى است نبايد اشتباه كرد