2 فعاليت هر موجودى مناسب و ملايم وجود خودش بنفع هستى و بقاء مىباشد و از اين روى موجودى كه بسوى نابودى يا ضرر خود قدمى بر دارد سراغ نداريم و اين نظريه البته نيازمند به توضيح مىباشد در بحثهاى گذشته توضيح نسبتا كافى در اين باب دادهايم .
3 اين فعاليت پيوسته بواسطه حركتى است حركتهاى گوناگون كه در هر موجود مناسب با ذاتش انجام مىگيرد كه موجود فعال انجام داده و بغايات حركات كه كمال وى مىباشد نائل شده و هستى خود را تكميل مىنمايد البته خود وجود وى نيز از قانون حركت مستثنى نبوده و چنان كه در مقاله هاى آينده به يارى خدا به ثبوت خواهيم رسانيد با حركت جوهرى متحرك مىباشد و نزديك به اين سخن از دانشمندان امروزه نيز بطور فرضيه مىشنويم جهان طبيعت حركت .
4 گروهى از موجودات اين فعاليت و حركت استكمالى را از راه علم فكر انجام ميدهند و قدر متقين از اين گروه انسان و تقريبا يا تحقيقا ساير انواع حيوان مىباشد .
و البته همه حركاتى كه در دايره وجود انسان يا ساير حيوانات تحقق پيدا مىكند نمىتوان از راه علم انجام يافته پنداشت يعنى در اثبات اينكه همه حركات انسان اعم از طبيعى و ارادى علمى و از راه علم انجام مىگيرد نمىتوان برهان اقامه كرد اگر چه انكار نيز نمىتوان كرد زيرا ما در تامل ابتدائى بى ترديد فرقى واضح ميان فعاليت دستگاه داخلى تغذيه و تنميه و ميان سخن گفتن و نگاه كردن و غذا خوردن مىيابيم زيرا در قسم اول اگر چه گاهى علم بوجود عمل پيدا مىكنيم ولى بود و نبود علم كمترين تاثيرى در عمل ندارد ولى در قسم دويم با از ميان رفتن علم وجود فعل از
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٣