خاصه را با آزمايش يا فرا گرفتن از ديگران در آب سراغ داريم صورت خواسته و سيرات كننده را باب مىدهيم و پس از آن نسبت وجوب را ميان خود و حركت ويژه اى كه تامين خوردن آب را ميتواند بكند مىگذاريم و در اين هنگام قوه فعاله است و حركت خودش كار مخصوص .
و اگر چنانچه اين دستگاه تطبيق و توسيط وجوب نبود علوم و ادراكات حقيقى كه مورد آب داريم فعل را بوجود نمىآورد نه روزى كه انسان اولى و يا كودك بوده و اسم آب را نيز نمىدانستيم و تنها آب مىديديم و نه روزى كه بما گفتند آب تنها عنصرى است كه همه جهان از وى تركيب يافته و نه روزى كه از يونانيها شنيديم كه آب يكى از چهار عنصر مىباشد و نه روزى كه بثبوت رسيد كه آب نيز مانند ساير مركبات مركب بوده و از آميزش اكسيژن و هيدروژن به نسبت 33 و 66 بوجود آمده است .
و همچنين اگر از اجزاء همان دستگاه تطبيق و توسيط وجوب بعنوان آزمايش يكى را كم كنيم فعاليت قوه فعاله سپرى خواهد شد مثلا اگر چنانچه جهاز تغذى تشنگى را احساس نكند يا تشنگى را احساس كرده ولى بواسطه سرگرمى بجاى ديگر به ياد سيراب شدن نيفتد يا به ياد سيراب شدن نيز بيفتد ولى بواسطه محذور مزاجى يا خارجى سيراب شدن را فعلا لازم نبيند يا همه آنها را داشته ولى بواسطه نبودن آب مثلا نسبت وجوب را ميان خود و فعل خود حركت مخصوص برقرار نكند حركت و فعاليت بوجود نخواهد آمد .
و از اينجا روشن خواهد بود كه انسان پس از ادراك وجوب فعل در انجام دادن حركت و فعاليت خود هيچگونه توقف نخواهد داشت چنان كه در مواردى كه ملكه كارى را داشته باشيم مانند ملكه
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٥