ميان ميرود .
پس علم فكر يك ابزار عمومى است كه جنس حيوان كارها و فعاليتهاى مخصوص به خود را بوسيله او انجام مىدهد يعنى ارتباط او با حركات خودش و متعلق حركات خودش ماده بوسيله رابطه علم است .
5 علمى كه مستقيما و بلا واسطه وسيله استكمال فعلى انسان و ساير حيوانات است علم اعتبارى است نه علم حقيقى توضيح اين نظريه اينكه چنان كه در آغاز مقاله اشاره نموديم وسيله بودن علم از براى فعاليت انسان از اين راه است كه علم پشت سر خود و خارج از خود را نشان داده و انسان او را در مىيابد و بى ترديد يافتن ما وراء علم براى اينست كه انسان كمال خود را تميز دهد يعنى چيزى را كه رافع احتياج و نقص مىباشد از غير او بشناسد و از اين روى ناچار انسان خواهش قواى فعاله خود را كه مظاهر احتياج و استكمال هستند بايد با علم ادراك آميزش دهد و سپس آن خواهشها را با ماده خارجى ارتباط داده و صورت آنها را به ماده تطبيق نمايد تا قواى فعاله خود را با آنها بوسيله حركتهاى گوناگون تماس دهد و همين جا است كه قوه فعاله انسان با ماده اى كه مورد تعلق فعاليت وى مىباشد ارتباط حاصل مىكند .
چنان كه در آغاز مقاله اشاره نموديم اين علوم كه رابطه ميان انسان و حركات فعلى اوست علوم اعتبارى مىباشند نه علوم حقيقى اگر چه علوم حقيقيه نيز هرگز مستغنى عنه نخواهند بود زيرا چنان كه اثبات كرديم اعتبار بى حقيقت محض نمىشود مثلا هنگامى كه آب مىآشاميم نخست از جهاز تغذى صورت احساسى تشنگى را مشاهده مىكنيم و پس از آن خواهش سيراب شدن بما جلوه مىكند و نسبت وجوب و لزوم را ميان خود و سيراب شدن به كار مىبريم و چون اين
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٤