رجحان را نيز با رجحان تشخيص مىدهد و همچنين اين رجحانهاى مترتب الى غير النهايه مىروند و بالاخره يك طرف نمىتواند ترجيح نه ظن ترجيح پيدا كند يا بالاخره به علم مىرسد زيرا اگر در جائى گفتيم كه راستى راجح است علم را به كار بردهايم .
نكته 2
انسان اگر بوجود چيزى علم داشته باشد تا علم ببطلان وجود وى نرسانيده علم نخستين را معتبر مىدارد و مطالعه حالات مختلف حيوانات ديگر وجود اين روش را در آنها نيز تاييد مىكند .
و اگر وجود چيزى كه كردنى است يا نكردنى در ميان دو چيز مردد شود به فعل هر دو طرف يا ترك هر دو طرف مبادرت مىورزد .
و اگر وجود چيزى را نداند ترتيب آثار وجود وى را بمورد نمىدهد .
و اگر چيزى ميان كردنى و نكردنى خير و شر مردد شود توقف خواهد كرد .
چهار اصل استصحاب احتياط برائت توقف باصطلاح فن اصول .
و چون در جاهاى ديگر در اطراف اين چهار اصل بحثهاى وافى شده از دامنه دادن گفتگو در اين مقاله در باره آنها خوددارى مىشود
خاتمه اين بحث و گفتگوها
اعتبارات عمومى كه سخنان گذشته ما در پيدايش آنها بود