تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ولى باريك بينى در همين موارد صحت و درستى نظريه نامبرده را تاييد مىنمايد زيرا ما مىبينيم كه كسانى كه اين گونه كارهاى پست نابايسته يا ناشايسته را با اعتقاد و اعتراف به عدم لزوم يا با ايمان به لزوم عدم انجام ميدهند گاهى كه از آنان پرسيده شود كه با اينكه مىدانيد و مىگوئيد كه اين گونه كارها نكردنى است پس چرا مىكنيد بعنوان عذر و پوزش پاسخ ميدهند كه چاره نداريم چون عادى هستيم يا در نكردن فلان محذور را داريم يا مجبور بوديم و از نكردن ترسيديم و مانند اين پوزشها . روشن است كه مفهوم پوزششان اينست كه وجوب فعل مقيد به عدم تحقق عذر بوده يعنى فعل در صورت تحقق عذر وجوب نداشته يعنى فعل با اعتقاد وجوب انجام گرفته و پوشيده نماند كه اوصاف ديگرى كه گاهى افعال از قبيل اولويت و حرمت و مانند آنها پيدا مىكنند چنان كه فقها افعال را به پنج قسم واجب و حرام و مستحب و مكروه و مباح قسمت كرده‌اند دخلى به اين وجوب كه مورد بحث ما مىباشد ندارند زيرا وجوب مورد بحث ما نسبت و صفت فعل در مرحله صدور از فاعل مىباشد و عمومى است و اوصاف نامبرده صفت فعل فى نفسه مىباشند و خصوصى هستند و اگر چه آنها نيز مانند وجوب عمومى اعتبارى عملى بوده و از محصولات كارخانه فعاليت انسان مىباشند ولى اعتبار آنها بسى متاخر از اعتبار وجوب عام است

2 حسن و قبح خوبى و بدى

اعتبار ديگرى كه مىتوان گفت زائيده بلا فصل اعتبار وجوب عام مىباشد اعتبار حسن و قبح است كه انسان قبل الاجتماع نيز
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 199 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى