مفهوم حقيقى خود را چنان كه شايد و بايد پيدا نمىكند و در جاى ويژه خود بايد روشن شود ولى عجالتا همين اندازه و سر بسته كافى است .
بهر حال قواى فعاله ما احساساتى درونى در ما ايجاد مىكنند ما انجام دادن افعال قواى خود را دوست داشته و مىخواهيم و حوادث و وارداتى كه با قواى ما ناجورند دشمن داشته و نمىخواهيم يا در مورد آنها افعال مقابل آنها را دوست داشته و مىخواهيم .
شرح
فعلا نظر خود را به انديشه هاى حقيقى حيوان معطوف مىداريم از قبيل معرفت حيوان به افعال خود و بغايت افعال خود و احيانا به ماده متعلق افعال خود و به كيفيتهاى دقيق افعال خود و اما انديشه هاى اعتبارى بتدريج و ترتيبى كه در خود مقاله خواهد آمد مورد بحث قرار خواهد گرفت و قبلا مقدمه ذيل را ياد آور مىشويم .
بشر قبل از آنكه روى اسلوب فنى وارد تحقيق موجودات اين جهان گردد در برخوردهاى اولى كه با طبيعت مىكند تمام اجزاء بىجان و جاندار طبيعت را داراى تاثير و خاصيت مىبيند از آتشى كه با بدنش تماس مىگيرد و از آبى كه مىنوشد و از سنگى كه از زمين بر مىدارد و از درختى كه ميوه و سايه اش را مورد استفاده قرار مىدهد و از حيوانى كه از سوارى يا شير يا گوشتش بهره مىگيرد .
مطالعاتى كه دانشمندان از دوره هاى قديم تا كنون روى اسلوبهاى فنى و علمى در اين موجودات كردهاند و تاثيرات و فعاليتهاى اين موجودات را مورد نظر قرار دادهاند موجب شده كه براى اين موجودات يك تقسيم و طبقه بندى كلى قائل شوند به اين ترتيب جماد نبات حيوان انسان و در اين تقسيم و طبقه بندى آنچه در درجه اول مقياس و ملاك واقع شده نوع فعاليت و آثار اين موجودات است يعنى چون اختلاف كلى بين نوع فعاليت جماد و نبات و هر يك از اين دو با حيوان و هر يك از اين سه با انسان ديده شده اين تقسيم و طبقه بندى بوجود آمده .
دانشمندان جمادات را مورد مطالعه قرار دادهاند و يك سلسله خواص و آثار در بسائط و مركبات آنها يافتهاند ولى در نباتات بر خوردهاند كه علاوه بر