تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
4 اين معانى وهمى در عين حال كه غير واقعى هستند آثار واقعيه دارند پس مىتوان گفت اگر يكى از اين معانى وهميه فرض كنيم كه اثر خارجى مناسب با اسباب و عوامل وجود خود نداشته باشد از نوع اين معانى نبوده و غلط حقيقى يا دروغ حقيقى خواهد بود لغو بى اثر پس اين معانى هيچگاه لغو نخواهد بود . 5 اين عمل فكرى را طبق نتائج گذشته مىتوان تحديد كرده و گفت عمل نامبرده اينست كه با عوامل احساسى حد چيزى را به چيز ديگرى بدهيم به منظور ترتيب آثارى كه ارتباط با عوامل احساسى خود دارند . 6 اين ادراكات و معانى چون زائيده عوامل احساسى
شرح
هست ما براى وصول به منظور و مقصودهاى عملى خود در ظرف توهم خود چيز ديگرى را مصداق آن مفهوم فرض كرده‌ايم و آن مصداق جز در ظرف توهم ما مصداق آن مفهوم نيست و در حقيقت اين عمل خاص ذهنى كه ما نامش را اعتبار گذاشته‌ايم يكنوع بسط و گسترشى است كه ذهن روى عوامل احساسى و دواعى حياتى در مفهومات حقيقى مىدهد و اين خود يكنوع فعاليت و تصرفى است كه ذهن بر روى عناصر ادراكى مىنمايد و فرق اين فعاليت و تصرف ذهنى با تصرفاتى كه در مقاله 5 شرح آنها رفت اينست كه اين تصرف تحت تاثير تمايلات درونى و احتياجات زندگانى بطور ارادى يا غير ارادى واقع مىشود و با تغيير آنها تغيير مىكند بخلاف آن تصرفات كه از نفوذ اين عوامل آزاد است على هذا مفاهيم اعتبارى از مفاهيم حقيقى اخذ و اقتباس شده است و همان طورى كه در مقاله 4 گفته شد كه خطاى مطلق نداريم و هر خطائى از صحيحى پيدا شده است اعتبار و فرض مطلق هم نداريم تمام مفاهيم اعتبارى از مفاهيم حقيقى حسى يا انتزاعى اقتباس شده است و اين است معناى جمله متن هر يك از اين معانى وهمى روى حقيقتى استوار است و البته درك اين مطلب در مورد اعتباريات شعرى مثال شير مىآيد واضح است و در مورد اعتباريات عملى و اجتماعى نيز با بيانهايى كه بتدريج در متن و پاورقىها مىشود اين مطلب واضح خواهد شد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 161 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى