تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و همچنين عمل استعاره به منزله نتيجه معادله و تبديل است كه مشبه به را بجاى مشبه گذاشته و نتائج بالا را مستقيما و بى مقايسه بدست آوريم اكنون اگر دانشمندى كه از نقطه نظر واقع بينى به تميز مطابقت و عدم مطابقت مفاهيم و تشخيص صدق و كذب قضايا مىپردازد با اين مفاهيم و قضاياى استعارى روبرو شود البته مفردات آنها را
شرح
در اين شعر شيخببند يك نفس اى آسمان دريچه صبح بر آفتاب كه امشب خوش است با قمرمو مانند تعبير از عالم تن و علائق جسمانى به زندان سكندر و تعبير از عالم معنويات بملك سليمان در اين شعر خواجهدلم از وحشت زندان سكندر بگرفت رخت بر بندم و تا ملك سليمان برومو اما تمثيل نوعى خاص از همان تشبيه اصطلاحى است كه گفتيم و آن اينست كه وضع خاص و كيفيت مخصوصى كه از اجتماع و ارتباط امورى چند حاصل مىشود تشبيه شود به وضع خاص و كيفيت مخصوصى كه از اجتماع و ارتباط چند چيز ديگر حاصل مىشود مانند تشبيه وضع و كيفيت مخصوصى كه از نشستن قطرات شبنم بر برگ گل سرخ پديد مىآيد به وضع و كيفيت مخصوصى كه از جمع شدن دانه هاى عرق بر چهره شاهدى خشمگين پديد مىآيد در اين شعر شيخاول ارديبهشت ماه جلالى بلبل گوينده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لئالى همچو عرق بر عذار شاهد غضبان. و مانند تشبيه حالت دل سخت معشوق و اشك عاشق كه فقط اشك فراوان عاشق مىتواند دل سخت معشوق را تكان بدهد و تسليم كند به حالت سنگهاى صحرا و سيل كه فقط سيل مىتواند آن سنگها را از جا بكند و تا لب دريا بغلطاند در اين شعر خواجهدل سنگين تو را اشك من آورد به راه سنگ را سيل تواند بلب دريا برد. و البته هر يك از تشبيه و استعاره اقسام و انواع متعددى دارد طالبين بايد بكتب فن بلاغت مراجعه كنند . چيزى كه تذكرش در اينجا لازم است اينست كه تشبيه ساده اختصاص
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 153 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى