اعتباريات و علوم غير حقيقيه يا انديشه هاى پندارى
حافظ گويد
ماهى چو تو آسمان ندارد سروى چو تو بوستان ندارد
فردوسى گويد
دو نيزه دو بازو دو مرد دلير يكى اژدها و يكى نره شير
ناچار از اين شعرهاى بزمى و رزمى تا كنون هزارها شنيدهايد كه شعرا يك موضوع بزمى را از گل و سبزه و بهار و مىو مطرب و معشوقه يا يك موضوع رزمى را از مردان سلحشور و دلاوران رزمجو و صحنه هاى جنگى با دست مشاطه خيال آرايش داده و در حجله دل به كرسى مهر نشانيده يا در جلگه هولناك پندارى پيشتازى نمودهاند .
و البته مىدانيم كه اين سليقه تنها به شعر و شعرا اختصاص ندارد در نثر نيز قابل اجراء است و همه مان كم و بيش همين سليقه را با غريزه تخيل داشته و همه روزه در مفردات و مركبات معانى با استعاره و تمثيل نمونه هائى از وى بوجود مىآوريم .
و مىدانيم كه اين كار بيهوده نبوده و در به كار بردن اين سليقه و پيمايش اين راه غرض و هدفى داريم و آن همانا تهييج