تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
بيهوده روى و گمراهى نمىشود نه اينكه نقاطى را كه پاى متحرك دنبال هم مىچيند پاى ثابت چيده باشد .
اگر چنانچه علم بنظريات از علم ببديهيات توليد شده و بديهيات از قانون توالد مستثنى مىباشند ديگر توقف بديهى به بديهى ديگر مفهوم ندارد با اينكه مىگوئيد همه قضايا اعم از نظرى و
شرح
ممتنع بشناسند آيا بطلان دور را نيز از راه استقراء توجيه مىكنند استقراء و مشاهده و آزمايش فقط در باره امور عينى معقول است اما معدومات و ممتنعات كه قابل مشاهده و آزمايش عملى نيست . از آنچه تا كنون گفته شد معلوم شد كه 1 انسان در ذهن خود احكام و تصديقات بديهى اولى دارد . 2 آن بديهيات ارزش يقينى دارند . 3 ذهن با اتكاء بان بديهيات مىتواند از حكم كلى به حكم جزئى برسد . 4 مبناى اصلى انتقالات و استدلالات فكرى نه از جزئى به كلى و نه از جزئى به جزئى ديگر است بلكه از كلى به جزئى است . 5 ذهن در علوم طبيعى و تجربى از حكم جزئى به حكم كلى صعود مىكند و اين صعود با كمك احكام بديهيه اوليه و قواعد متكى بانها صورت مىگيرد . 6 علت غير يقينى بودن پاره اى از مسائل علوم طبيعى نقصان آزمايش است . 7 از لحاظ فن منطق و بدست آوردن مقياسهاى فكر تجربه مقياس درجه دوم است و مقياس درجه اول يك سلسله اصول عقلانى است كه مقياس بودن تجربه نيز بوسيله آن مقياسها براى ذهن ثابت است . در خاتمه اين مبحث آن جمله اى را كه در مقدمه اين مقاله گفتيم بار ديگر تكرار مىكنيم ما هر چند در ذهن خود تصورهائى مقدم بر تصورهاى حسى نداريم ولى تصديقهائى مقدم بر تصديهاى تجربى داريم