تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اشكال ممكنست گفته شود كه ذهن ما و فكر ما از آنجا كه خودش نيز خاصيت مغزى و با مدرك خود هم لنگه بوده و هر دو با هم سوار ماده مغز مىباشند از جهت سرعت حركت و تحول با مدرك
شرح
نمىشود ولى دماغ همچون پرده است كه بر حافظه كشيده شده و ذاكره قوه ايست از دماغ كه بموجباتى و در اوقاتى پرده را پس ميكشد و آنچه در حافظه مضبوط است به ياد مىآورد ذاكره عمل است عمل كار بدن است و دماغ كه ذاكره را صورت مىدهد جزئى از بدن است ولى حافظه انبار صور است و صور ذوات نيستند بلكه معانىاند و معانى در مكان نيستند . دليل بر اينكه بواسطه طول مدت يا عروض اختلالات مغزى صور ادراكى معدوم نمىشوند و فقط قدرت يادآورى و احضار آنها كه احتياج به ماده دارد از روح سلب مىشود اينست كه آزمايشهاى متعدد روانى ثابت كرده است كه در حالات غير طبيعى يا فشارهاى غير عادى كه بر روح وارد مىشود ناگهان تمام خاطرات گذشته كه انسان آنها را فراموش كرده است به ياد مىآيد . اين مطلب در روانشناسى جديد مورد تسلم است ما اينجا فقط به نقل كلام خود دكتر ارانى كه عقائد مادى دارد و روح را فقط بعنوان خاصيت مخصوص ماده مىشناسد اكتفا مىكنيم وى در صفحه 117 پسيكولوژى مىگويد هنوز بطور اطمينان معلوم نشده است آيا تمام قضايايى كه در لحظه هاى متوالى زندگانى توليد مىشود در روح ثابت و باقى است يا نه از يك طرف ملاحظه مىنماييم قضاياى اغلب دقائق دوره زندگانى خود را به كلى فراموش كرده‌ايم به قسميكه هيچ وقت ديگر نمىتوانيم آنها را در روح دوباره توليد كنيم يعنى به ياد بياوريم اما از طرف ديگر امتحانات متعدد نشان مىدهد در حالات غير طبيعى مثلا هيپنوز اشخاصى كه حشيش استعمال كرده‌اند اشخاصى كه بواسطه گرسنگى مشرف بمرگ مىباشند و غيره پس از بر طرف شدن عامل غير طبيعى اين اشخاص اظهار مىنمايند قضاياى بعيد العهد دوره حيات خود را به ياد آورده‌اند . بعضى از علماء ديگر نيز تصريح كرده‌اند كه اشخاص در دم احتضار جميع امورى را كه در مدت زندگانى ادراك كرده‌اند در يك آن به ياد مىآورند . از اينرو مىتوان از جنبه علمى كاملا احتمال داد كه روح پس از مفارقت از بدن تمام خاطرات دوره عمر خود را از كوچك و بزرگ و تمام اعمال نيك