چيره شوم ، خونش را بريزم : يك بار هنگامى بود كه او مىخواست به مكه و مدينه رود و بر آن دو شهر مقدس دستبرد زند . بار دوم هنگامى كه خيانت كرد و كاروان مسلمانان را زد و چاپيد . »
پس از كشته شدن پرنس ارناط و بيرون بردن و دور ساختن پيكر او ، شانههاى ملك فرنگيان از وحشت به لرزه افتاد .
ولى صلاح الدين بيم و هراس او را فرو نشاند و او را ايمن و آسوده خاطر ساخت .
اما قمص ، صاحب طرابلس ، وقتى - چنان كه گفتيم - از آن معركه رهائى يافت ، به صور رفت .
بعد ، آهنگ طرابلس كرد و در آن جا چند روزى بيش نمانده بود كه بر اثر خشم و حسرت و دريغ از آنچه بر آن فرنگيان خصوصا و بر همه پيروان مسيحيت عموما گذشته بود ، جان سپرد .
* * *
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٩