تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
گروهى از داويه و جمعى از اسبتاريه نيز گرفتار شدند . كشتن و اسير گرفتن از فرنگيان به حدى زياد شد كه هر كس به كشته‌شدگان نگاه مىكرد ، گمان نمىبرد كه احدى اسير شده باشد و هر كس به اسيران مىنگريست تصور نمىكرد كه هيچ كس كشته شده باشد . فرنگيان از سال 491 هجرى قمرى كه به سوى كرانه شام آمده بودند ، تا اين هنگام چنين كار زارى نديده و چنين مصيبتى نكشيده بودند . وقتى مسلمانان از كار فرنگيان آسوده شدند ، صلاح الدين ايوبى در سرا پرده خود فرود آمد . آنگاه ملك فرنگيان و پرنس ارناط ، فرمانرواى كرك ، را كه اسير شده بودند ، به حضور خود فرا خواند . ملك را كه نزديك بود از تشنگى به هلاك رسد ، به پهلوى خود نشاند و آب يخ به دستش داد . ملك فرنگيان آب را گرفت و نوشيد و باز مانده آن را به پرنس ارناط فرمانرواى كرك داد . او نيز آب را گرفت و نوشيد . صلاح الدين كه چنين ديد گفت : « اين ملعون آب را به اجازه من ننوشيد . بدين جهة ديگر حقى ندارد كه از من امان بگيرد . » بعد با پرنس ارناط سخن گفت و او را براى گناهانى كه از وى سر زده بود نكوهش كرد و خيانت‌ها و فريبكارىهاى او را بر شمرد . سپس برخاست و به سوى او رفت و به دست خود گردنش را زد و گفت : « من دو بار با خداى خود پيمان بسته بودم كه اگر بر او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت