همچنين دستور داد تا از طوايف اسبتاريه و داويه ، كسانى را كه اسير كرده بودند ، گرد آورند تا به قتل برسانند .
بعد دريافت كه هر سربازى كه اسيرى نزد خود دارد ، آن را به رايگان واگذار نخواهد كرد ، چون به اميد آنست كه فديه يا سربهائى در برابرش بگيرد .
از اين رو صلاح الدين وعده داد كه براى هر اسيرى از آن دو صنف ، يعنى داويه و اسبتاريه ، پنجاه دينار مصرى خواهد پرداخت .
بر اثر اين وعده ، در دم دويست تن از آن اسيران را پيش او حاضر كردند .
به فرمان صلاح الدين ، همه آنها را گردن زدند .
او از آن جهة اين گروه را براى كشتن اختصاص داد كه از همه فرنگيان بلندپايهتر و نيرومندتر بودند . لذا مردم را از گزندشان آسوده ساخت .
به نايب خود در دمشق نيز نوشت كه از آنان هر كس داخل شهر شد ، او را بكشد ، خواه بستگى به او داشته باشد و خواه بستگى به غير او .
نايب او نيز چنين كرد .
در حدود يك سال بعد ، من به محل وقوع آن جنگ رفتم و زمين را پر از استخوانهائى ديدم كه از دور پيدا بود . قسمتى از آنها بر روى هم توده شده و قسمتى در اطراف پراكنده بود .
اينها بجز استخوانهائى بودند كه سيلابها برده يا درندگان آنها را بر گرفته و بر آن تپهها يا گودالها برده بودند .
* * *
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: ابن الأثير
ص٩١