تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
حركات كسى كه مىخواهد فرمانرواى مطلق العنان باشد . صلاح الدين وقتى شفا يافت و از بستر بيمارى برخاست و خبر حركات تقى الدين را شنيد ، فقيه عيسى هكارى را كه در نزدش پايه‌اى بلند داشت و همه سرداران و سپاهيان ازو فرمانبردارى مىكردند ، روانه مصر ساخت و به او دستور داد كه تقى الدين را از مصر بيرون كند و خود نيز در مصر بماند . فقيه عيسى شتابان رهسپار مصر گرديد . تقى الدين هنگامى از ورود فقيه عيسى خبر دار شد كه او به قاهره رسيده و در خانه خود سكونت گزيده بود . فقيه عيسى براى تقى الدين پيام فرستاد و به او دستور داد كه از مصر بيرون برود . تقى الدين از او مهلت خواست تا خود را براى رفتن آماده سازد . فقيه عيسى به او مهلت نداد و گفت : « بيرون از شهر اقامت كن و در آن جا خود را آماده ساز . » او هم از شهر بيرون رفت و چنين وانمود كرد كه مىخواهد وارد كشور مغرب شود . فقيه عيسى گفت : « به هر جا كه دلت مىخواهد ، برو ! » ولى صلاح الدين ، وقتى اين خبر را شنيد براى تقى الدين پيام فرستاد و او را فرا خواند . او نيز رهسپار شام شد و به خدمت صلاح الدين رسيد . صلاح الدين او را بنواخت و درباره آنچه ازو سر زده بود ، چيزى به روى خود نياورد و آشكار نساخت چون مردى بردبار و