حركات كسى كه مىخواهد فرمانرواى مطلق العنان باشد .
صلاح الدين وقتى شفا يافت و از بستر بيمارى برخاست و خبر حركات تقى الدين را شنيد ، فقيه عيسى هكارى را كه در نزدش پايهاى بلند داشت و همه سرداران و سپاهيان ازو فرمانبردارى مىكردند ، روانه مصر ساخت و به او دستور داد كه تقى الدين را از مصر بيرون كند و خود نيز در مصر بماند .
فقيه عيسى شتابان رهسپار مصر گرديد .
تقى الدين هنگامى از ورود فقيه عيسى خبر دار شد كه او به قاهره رسيده و در خانه خود سكونت گزيده بود .
فقيه عيسى براى تقى الدين پيام فرستاد و به او دستور داد كه از مصر بيرون برود .
تقى الدين از او مهلت خواست تا خود را براى رفتن آماده سازد .
فقيه عيسى به او مهلت نداد و گفت : « بيرون از شهر اقامت كن و در آن جا خود را آماده ساز . »
او هم از شهر بيرون رفت و چنين وانمود كرد كه مىخواهد وارد كشور مغرب شود .
فقيه عيسى گفت : « به هر جا كه دلت مىخواهد ، برو ! » ولى صلاح الدين ، وقتى اين خبر را شنيد براى تقى الدين پيام فرستاد و او را فرا خواند .
او نيز رهسپار شام شد و به خدمت صلاح الدين رسيد .
صلاح الدين او را بنواخت و درباره آنچه ازو سر زده بود ، چيزى به روى خود نياورد و آشكار نساخت چون مردى بردبار و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٦