خواستند .
آنها هم از سور دادن امتناع كردند .
ميانشان حرفهاى زنندهاى رد و بدل شد كه رفته رفته به خونريزى كشيد .
صاحب آن قلعه ، فرود آمد و داماد را گرفت و كشت .
فتنه بالا گرفت و تركمانىها سخت به كينتوزى برخاستند و گروه بسيارى از كردان را كشتند .
كردان هم از پا ننشستند و خون تركمانىها را ريختند .
فتنه شدت يافت و ادامه پيدا كرد .
بعد مجاهد الدين قايماز - كه خدا او را بيامرزاد - گروهى از رؤساى اكراد و تركمان را پيش خود جمع كرد و آنان را با هم آشتى داد . خلعتها و جامهها و تحفههاى ديگر به ايشان بخشيد و مبلغ گزافى نيز پول به آنان داد .
بدين گونه فتنه دفع شد و خداوند شر آن را از سرها دور ساخت .
مردم هم دوباره به امن و آسايشى رسيدند كه پيش از آن داشتند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٤