تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
لشكريان او همين كه داخل جزيره شدند ، هر چه از اموال و چارپايان و غلات يافتند به يغما بردند . و آنچه مردم داشتند ، حتى جامه‌هاى ايشان را گرفتند و دست به سوى زنان و كودكان دراز كردند و از آن مردم پيكرهائى بيجان بر جاى نهادند و رفتند . آنگاه به عزم تسخير تونس روانه شدند . بر اثر حمله نقابدار ، جزيره باشرا به حالى افتاد كه اقويا فقط مىتوانستند كارى بكنند كه نان خود را در بياورند . اما ضعفا به گدائى افتادند و دست نياز به سوى مردم دراز كردند . همين كه فصل زمستان فرا رسيد ، سرما آنان را كشت و بيمارى و با در ميانشان افتاد . مردگانشان را شمردند ، دوازده هزار تن بودند . اين اندازه مرگ و مير تنها در يك جا بود . تا در جاهاى ديگر چه اندازه باشد ؟ نقابدار همين كه بر افريقيه دست يافت ، خطبه‌اى كه به نام فرزندان عبد المؤمن خوانده مىشد ، قطع كرد و به نام امام الناصر لدين اللّه ، خليفه عباسى ، خطبه خواند و پيكى به خدمت خليفه فرستاد و خلعت‌ها و پرچم‌هاى سياه خواست . آنگاه در سال 582 هجرى قمرى به شهر قفصه حمله برد و آن جا را محاصره كرد . مردم قفصه موحدانى را كه از لشكريان پسر عبد المؤمن بودند ، از شهر بيرون كردند و آن جا را تسليم نقابدار نمودند . او نيز لشكرى از نقابداران و تركان به نگهدارى شهر گماشت . و قفصه را با وجود استحكامى كه از لحاظ ساختمان داشت با گروهى از