وقتى گرد هم آمدند شماره آنان بسيار زياد شد .
همه آنان نيز از فرمانروائى موحدين به ستوه آمده بودند و از ايشان دل خوشى نداشتند .
ازين رو ، همه از على بن اسحاق نقابدار پيروى كردند زيرا او از خانواده رؤسا و فرمانروايان قديم بود .
به فرمان او گردن نهادند و او را به لقب « امير المسلمين » ملقب ساختند .
آنگاه آهنگ شهرهاى افريقيه كردند و همه را از سوى خاور و باختر به تصرف آوردند جز دو شهر تونس و مهديه را كه موحدان در آن جاها به سر مىبردند و در برابر سختى و تنگى و هر بيم و هراس ديگرى آن دو شهر را حفظ مىكردند .
هر مفسد ديگرى هم كه در آن سر زمين بود و قصد فتنه و فساد و شر و يغما داشت به آن نقابدار مفسد پيوست .
آنان شهرها و دژها و قريهها را ويران ساختند و از خانوادهها هتك ناموس كردند و درختان را بريدند و از پاى در آوردند .
درين هنگام والى افريقيه عبد الوهاب بن عبد اللّه هنتانى بود كه در شهر تونس به سر مىبرد .
او به يعقوب ، فرمانرواى كشور مغرب ، كه در مراكش بود پيام فرستاد و او را از آن حال آگاه ساخت .
نقابدار آهنگ جزيره باشرا كرد كه در نزديكى تونس قرار داشت و مشتمل بر قريههاى بسيار بود .
بر اين جزيره حمله برد و آن را در ميان گرفت .
مردم جزيره از او امان خواستند و به آنان امان داد . ولى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٦