باقى ماند .
هنگامى كه صلاح الدين ميافارقين را محاصره كرده بود ، پسر نور الدين به حضور او رسيد .
صلاح الدين ، سراسر قلمرو پدرش را كه شهر « آمد » نيز جزء آن بود ، همچنان به دو وا گذاشت .
او و بستگانش مىترسيدند از اينكه صلاح الدين آنها را از دستشان بگيرد .
ولى صلاح الدين چنين كارى نكرد و آنان را به شهرهاى خود باز گرداند بدين شرط كه بى مشورت با او هيچ كارى انجام ندهند .
و از دستور و امر و نهى او پيروى كنند .
اميرى از ياران نور الدين را هم ، كه صلاح الدين لقب داشت مأمور كرد كه فرزند نور الدين را در كارها يارى دهد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
شده است .
« حصن زياد » نام ديگر آن است .
مورخين فرانسوى جنگهاى صليبى ، آن را به اسم « كاترپىير » ( به معنى چهار سنگ ) و هم به اسامى ديگر خواندهاند .
اين شهر در قرن ششم هجرى قمرى بيشتر در دست سلاطين ارتقى بقيه ذيل در صفحه بعد