فرنگيان وقتى ديدند كه آن مواد چيزى را آتش نزد ، بر بالاى برج فرياد شادى بر آوردند و به رقص و بازى پرداختند .
ولى ناگهان ديدند كسى كه آن مواد را ريخته قريبا به برج دست خواهد يافت و آن را نابود خواهد ساخت زيرا يك ديگ ديگر از آن مواد پر كرد و اين بار آن را آتش زد و به سوى برج انداخت و برج آتش گرفت .
بعد ، ديگهاى دومى و سومى را پرتاب كرد و آتش به تمام قسمتهاى برج شعله كشيد .
كسانى كه در طبقات پنجگانه برج بودند ، شتابان به گريز و رهائى خود پرداختند .
ولى برج و كسانى كه در برج بودند ، با جوشنها و سلاحهاى بسيار ديگرى كه در آن وجود داشت ، همه به كام آتش فرو رفتند .
سبب نابودى فرنگيان اين بود كه وقتى ديدند ديگهاى نخستين كارى صورت نمىدهد خاطرشان آسوده شد و ديگر در صدد رهائى خود بر نيامدند تا خداوند ، ايشان را درين جهان به آتش سوزاند پيش از آن كه در آن جهان بسوزند .
آن مرد ، پس از آتش زدن برج اول ، به برج دوم رفت .
كسانى كه در برج دوم بودند از بيم جان گريختند .
او اين برج را نيز آتش زد و از ميان برد . همچنين ، برج سوم را .
آن روز ، روزى نمايان و فراموش نشدنى به شمار مىرفت كه هيچ كس همانندش را نديده بود .
مسلمانان آتش گرفتن برجها را مىنگريستند و شادى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦١