با اين برجها در تاريخ بيستم ربيع الاول پيشروى نمودند تا به ديوار شهر نزديك شدند در حالى كه بر ديوار تسلط داشتند .
سپس مدافعانى را كه بالاى ديوار بودند به كنار راندند و راهى گشودند و از آن جا به پر كردن خندق شهر پرداختند .
ديگر چيزى نمانده بود كه شهر را با زور و خشونت و سرسختى تصرف خويش در آورند .
مردم شهر كه چنين ديدند مردى را فرستادند كه در دريا شنا كرد و خود را به صلاح الدين رساند و او را آگاه ساخت از اين كه مردم عكا در چه تنگنائى گرفتار شدهاند و چيزى نمانده كه شهر از دست برود و فرنگيان همه را اسير كنند يا بكشند .
صلاح الدين ، به شنيدن اين خبر ، با سرداران و سپاهيان خود سوار شد و به سر وقت فرنگيان شتافت و بر آنان از همه سو حمله برد .
جنگى سخت و دامنه دار كرد و آن را پيگيرى نمود تا فرنگيان را از هجوم به شهر عكا باز دارد .
فرنگيان كه چنين ديدند ، به دو دسته شدند : دستهاى با صلاح - الدين مىجنگيد و دستهاى با مردم عكا .
تنها تفاوتى كه ازين پيشامد روى داد ، آن بود كه بار گران جنگ براى مردم شهر سبك شد .
اين جنگ هشت روز پياپى ادامه يافت و آخرين روز آن بيست و هشتم ربيع الاول بود .
سر انجام هر دو دسته از پيكار خسته شدند و از زد و خوردى كه شب و روز ادامه مىيافت به ستوه آمدند .
مسلمانان وقتى ديدند كه مردم عكا از مبارزه با دشمنانى كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥٨