در برجها هستند عاجز شدهاند و نمىتوانند آنها را برانند ، ديگر براى ايشان شكى باقى نماند كه فرنگيان به زودى شهر را خواهند گرفت .
مردم شهر براى از ميان بردن آن برجها هر تدبيرى كه به فكرشان مىرسيد ، به كار بستند ولى هيچ نتيجهاى نگرفتند .
پى در پى گلولههاى بزرگ نفت آلود را آتش زدند و به سوى برجها پرتاب كردند ولى هيچيك از گلولهها كارگر نيفتاد و آتشى در برجها نيفروخت .
هنگامى كه ديگر به تباهى و نابودى خود يقين داشتند ، خداوند ، ايشان را يارى كرد و ارادهاش بر اين تعلق گرفت كه برجها آتش بگيرند و از پا در آيند .
سبب آتش گرفتن و سوختن برجها اين بود كه مردى از اهالى دمشق به گرد آورى وسائل نفت اندازى و آتشبازى و مواد آتشزا علاقه داشت .
هر كس كه او را مىشناخت بر اين كار او خرده مىگرفت و سرزنشش مىكرد .
ولى او در پاسخ مىگفت : « من شخصا به انجام اين كارها دست نمىزنم فقط به آشنائى و آگاهى از خواص آنها علاقه دارم . »
اين مرد ، در آن هنگام ، در عكا بود و گوئى آنجا براى انجام كارى به سر مىبرد كه خداوند مىخواست .
او وقتى ديد فرنگيان در برابر ديوار عكا برجهائى بر پا داشتهاند ، به كار بردن داروهائى را آغاز كرد كه مىدانست موجب تقويت آتش مىشوند چنان كه گل و سركه و غيره هم نتواند از -
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥٩