تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
نخجيرگاه رفته و سرگرم شكار شده است . همچنين ، ديدند پاسداران لشكر صلاح الدين هم - كه مأمور مراقبت ايشان مىباشند - اندكى بيش نيستند . گل و لاى نيز در مرغزار عكا به قدرى زياد است كه كسى نمىتواند از آن جا بگذرد و به كمك پاسداران بشتابد . بنا بر اين ، فرصت را غنيمت شمردند و هنگام عصر از خندق خود بيرون جستند . پاسداران لشكر اسلام كه مأمور جلوگيرى از خروج فرنگيان بودند ، با آنان سرگرم جنگ شدند و ضمنا با تير اندازى از خود دفاع كردند . فرنگيان كه چنين ديدند عقب نشستند تا وقتى كه تيرهاى پاسداران تمام شد . آنگاه در يك زمان ، همه با هم ، مانند يك مرد ، بر آنان حمله بردند . جنگ سختى شد و كار بالا گرفت . مسلمانان دريافتند كه جز پايدارى و پيكار راستين ، هيچ راه ديگرى آنان را رهائى نخواهد بخشيد . از اين رو مانند جانبازانى كه از كشتن و كشته شدن باك ندارند ، نبرد كردند تا شب فرا رسيد . از آن دو دسته گروه بسيارى كشته شدند . سرانجام فرنگيان به خندق خود بازگشتند . صلاح الدين ، همين كه به لشكرگاه خويش برگشت و خبر آن زد و خورد را شنيد ، نخست مردم را مأمور كرد كه به يارى برادران