كشتىهاى ايشان هم كه جنگ افزارها و ذخائرشان را حمل مىكردند ، همراهشان دريا را مىپيمودند و هوادارشان بودند تا چنانچه واقعه غير منتظره و ناگهانى براى ايشان پيش آيد ، سوار كشتىها شوند و باز گردند .
فرنگيان در تاريخ هشتم ماه رجب حركت كردند و در نيمه آن ماه بر عكا فرود آمدند .
در راه نيز مسلمانان بر آنان دستبرد مىزدند و هر كس را كه از آن كاروان دور مىافتاد ، مىربودند .
صلاح الدين وقتى حركت فرنگيان را شنيد ، به راه افتاد تا خود را نزديك ايشان رساند .
آنگاه سرداران خود را گرد آورد و درين باره به كنكاش پرداخت كه : آيا همراه با فرنگيان پيش روند و در راه با ايشان نبرد كنند يا راهى ديگر - جز آن راه كه فرنگيان مىروند - برگزينند ؟
سرداران صلاح الدين گفتند : « نيازى نداريم به اينكه همراه فرنگيان پيش رويم و خود را به دردسر اندازيم چون آن راه تنگ و دشوار و ناهموار است و پيروزى بر فرنگيان هم كه مراد ماست از آن راه به دست نمىآيد . بهتر است كه از راه هموارى برويم و در عكا با آنان روبرو شويم و ضرب شست خود را به آنها نشان دهيم و پراكندهشان سازيم . »
صلاح الدين دانست كه آنها به آسايش آنى دلبستهاند . از اين رو با آنان موافقت كرد .
ولى رأى خود او اين بود كه همراه فرنگيان بروند و در راه با آنان پيكار كنند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٠