اسلامى و كشتن مسلمانان همكارى و همگامى كرده بود .
آشنائى و گفت و گوى او با من نيز سببى داشت كه من - به خواست خداى بزرگ - ضمن شرح وقايع سال 590 ذكر خواهم كرد .
اين مرد به من گفت : « ما با گروهى از فرنگيان حصن الاكراد با چهار كشتى به راه افتاديم و وارد شهرهاى دريائى شديم كه به فرنگيان و روميان تعلق داشتند .
از مردم اين شهرها يارى خواستيم و كمكهاى نقدى گرفتيم .
سفر خود را با گردش در رومية الكبرى پايان داديم و هنگامى كه ازين شهر بيرون مىآمديم كشتىهاى خود را از نقره پر كرده بوديم . »
يكى از اسيران فرنگى نيز براى من تعريف كرد كه مادرش فرزندى جز او نداشت . از دارائى جهان هم چيزى نداشت جز يك خانه كه آن را فروخت و با پولى كه بدست آورد فرزند خود را آماده پيكار ساخت و براى نجات بيت المقدس فرستاد .
او هم رفت و اسير شد .
فرنگيان تا اين اندازه انگيزه دينى و روحانى داشتند .
اين بود كه از هر گوشه به راه افتادند و خشكى و دريا را درنورديدند و همه سختىها و خوارىها را به خود هموار كردند تا با مسلمانان بجنگند و بر آنان چيره شوند .
ولى خداى بزرگ با مسلمانان يار بود و پادشاه آلمان را ، هنگامى كه مىخواست بر شام بتازد ، به هلاك رساند . چنان كه ما اين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٨