فرستاد و آنجا را - چنان كه ذكرش گذشت - با مردان جنگى و دارائى مردم عكا و عسقلان و قدس و شهرهاى ديگر ، يارى كرد .
او به فرنگيان امان مىداد و ايشان را به صور مىفرستاد .
از اين رو . هر كس كه از دست او جان برده بود در صور ، خود را با دارائى مردم و بازرگانان نيرومند ساخت و در شمار شهسواران فرنگى كرانه دريا در آمد .
آنان كه بدين گونه توانائى مىيافتند ، به نگهدارى شهر پرداختند و به فرنگيانى كه در كشورهاى كرانه درياها بودند نامه مىنگاشتند و از آنان يارى مىخواستند .
آنان نيز درخواستشان را مىپذيرفتند و دعوتشان را قبول مىكردند و به ايشان وعده پيروزى مىدادند و امر مىكردند كه شهر را نگه دارند تا جايگاهى براى مهاجرت مسيحيان فرنگى باشد كه بدان جا پناه مىآورند .
اين سبب شدت علاقه آنها به حفظ شهر صور و دفاع از آن بود .
ما اگر خدا بخواهد به زودى خواهيم گفت كه پس از اين رويداد كار صور بكجا انجاميد تا دانسته شود كه فرمانروا هيچگاه نبايد دور انديشى را فرو گذارد ، اگر چه پيشامدها او را يارى كند .
اگر در كارى با دور انديشى پيش رود و در ماند بهتر از آن است كه بىپروائى كند و پيروز شود . يا جانب احتياط را رعايت نكند و براى بىاحتياطى خود نزد مردم عذر آورد .
بارى ، صلاح الدين وقتى خواست از شهر صور برود ، با سرداران خود به كنكاش پرداخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٦