برود يا بماند ؟ .
ولى ديد هر سردارى كه خود را براى رفتن آماده ساخته ، چنانچه بماند ، وظائفى را كه از بابت جنگيدن و نشانه رفتن با منجنيقها بر عهده دارد ، انجام نمىدهد .
اين سرداران زخمى شدن سربازان خود را بهانه مىكردند و مىگفتند كه هم اكنون برخى را فرستادهاند تا پول و خواربار و علوفه براى ايشان و اسبان ايشان بياورند .
با اين گونه بهانهها ، و عذرهاى ديگر ، در آنجا مانده بودند بىاينكه پاى به ميدان جنگ گذارند .
از اين رو ، صلاح الدين ناچار شد كه از صور برود . و در پايان ماه شوال - كه آغاز كانون اول [ ( 1 ) ] بود - از آنجا رخت بربست و به سوى شهر عكا روانه گرديد .
همه لشكريان خود را نيز اجازه داد كه به زادگاههاى خود بروند و در زمستان بياسايند و در بهار بازگردند .
بنابر اين ، لشكريان شرق و موصل و ساير نقاط آن نواحى ، و سپاهيان شام و سربازان مصر همه رفتند .
هامش
[ ( 1 ) ] - كانون در عربى و سريانى به معنى آتشدان است و نيز به دو ماه كانون اول و كانون دوم اطلاق شده ، و در اصل كلمه سامى است ، و آن از عصر اكدى بدين دو ماه اطلاق گرديد .
در زبان اكدى كانون « آتشدان » است و به هر يك از دو ماه مذكور گفته شده ، بدين اعتبار كه در آن دو ، سرماى زمستان ظاهر گردد و مردم به اضطرار در كانون آتش افروزند .
( از ذيل برهان قاطع به تصحيح دكتر معين )