اين كشتىها در دريا بر كشتىهاى صور راه را بستند و نگذاشتند كه به جنگ با مسلمانان ادامه دهند .
از آن پس مسلمانان توانستند به شهر نزديك شوند .
اين بود كه از راه خشكى و دريا جنگيدند و چنان عرصه را بر مردم شهر تنگ ساختند كه چيزى نمانده بود به پيروزى برسند .
ولى رويدادهائى كه مقدر گرديده و پيشبينى نشده بود ، كار خود را كرد در يكى از شبها پنج كشتى از كشتىهاى مسلمانان روبروى بندر صور كشيك دادند و تا بامداد بيدار ماندند كه مراقب شهر صور باشند و از ورود و خروج دشمن جلوگيرى كنند .
فرماندهى اين كشتىها را عبد السلام مغربى بر عهده داشت كه در كاردانى و دلاورى بلند آوازه بود .
با اين وصف ، كسانى كه در كشتىها بودند ، سحرگاه از جانب دشمن آسوده خاطر شدند و خفتند .
هنگامى از خواب جستند و به خود آمدند كه كشتىهاى فرنگى بر آنها حمله برده و كار را بر آنها سخت ساخته بود .
فرنگيان در اين حمله ، هر كه را كه خواستند كشتند و باقى را نيز به كشتىهاى خود كشاندند و به بندر صور بردند .
مسلمانان نيز از خشكى به آنان مىنگريستند .
گروهى از مسلمانان ، خود را از آن كشتىها به دريا افكندند .
برخى شناكنان خود را نجات دادند و برخى ديگر غرق شدند .
سلطان صلاح الدين كه چنين ديد دستور داد كه باقى - كشتىهاى مسلمانان به بيروت بروند . زيرا شماره آنها كم بود و نمىتوانستند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٣