تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اين كشتىها در دريا بر كشتىهاى صور راه را بستند و نگذاشتند كه به جنگ با مسلمانان ادامه دهند . از آن پس مسلمانان توانستند به شهر نزديك شوند . اين بود كه از راه خشكى و دريا جنگيدند و چنان عرصه را بر مردم شهر تنگ ساختند كه چيزى نمانده بود به پيروزى برسند . ولى رويدادهائى كه مقدر گرديده و پيش‌بينى نشده بود ، كار خود را كرد در يكى از شب‌ها پنج كشتى از كشتىهاى مسلمانان روبروى بندر صور كشيك دادند و تا بامداد بيدار ماندند كه مراقب شهر صور باشند و از ورود و خروج دشمن جلوگيرى كنند . فرماندهى اين كشتىها را عبد السلام مغربى بر عهده داشت كه در كاردانى و دلاورى بلند آوازه بود . با اين وصف ، كسانى كه در كشتىها بودند ، سحرگاه از جانب دشمن آسوده خاطر شدند و خفتند . هنگامى از خواب جستند و به خود آمدند كه كشتىهاى فرنگى بر آنها حمله برده و كار را بر آنها سخت ساخته بود . فرنگيان در اين حمله ، هر كه را كه خواستند كشتند و باقى را نيز به كشتىهاى خود كشاندند و به بندر صور بردند . مسلمانان نيز از خشكى به آنان مىنگريستند . گروهى از مسلمانان ، خود را از آن كشتىها به دريا افكندند . برخى شناكنان خود را نجات دادند و برخى ديگر غرق شدند . سلطان صلاح الدين كه چنين ديد دستور داد كه باقى - كشتىهاى مسلمانان به بيروت بروند . زيرا شماره آنها كم بود و نمىتوانستند