رفتن از شهر صور به عكا و پراكندن لشكريان
صلاح الدين ايوبى ، همين كه ديد كار شهر صور به درازا مىكشد ، از آنجا رفت .
اين خوى او بود كه هر جا مىديد شهرى در برابرش ايستادگى مىكند ، از آن شهر ، و محاصره آن به ستوه مىآمد و از آنجا مىرفت .
در اين سال نيز ماندن او در هيچ شهرى به درازا نكشيد ، بلكه همه شهرها را - چنان كه پيش ازين گفتيم - در اندك روزهائى گرفت ، بىآنكه رنج و شكنجى ببيند .
بنابر اين ، او و يارانش همين كه به سختى كار پى بردند ، آن را فرو هشتند و خواستند كه از آنجا بروند .
در كار شهر صور هيچكس گناهى نداشت جز صلاح الدين ، زيرا او خود ، ندانسته ، لشكريان فرنگى را بسيج نمود و به صور